تحلیلی بر تهاجم فرهنگي (ناتوي فرهنگي) غرب علیه ایران

:: تحلیلی بر تهاجم فرهنگي (ناتوي فرهنگي) غرب علیه ایران
با توجه به پيشرفت­ هاي چشم­گيري که در زمينه­ هاي مختلف تکنولوژي و ارتباطات رخ داده، گرايش به­ سوي فرهنگ جهاني افزايش يافته است. جهان شديدا کوچک و به ­هم فشرده شده و مردم کشورهاي مختلف­، بيش­ از هر زمان ديگري فرصت آشنايي و شناخت عناصر و ويژگي ­هاي فرهنگ­ هاي جوامع ديگر را يافته ­اند، از طرف ديگر اين امکان فراهم شده­ است تا فرهنگ­ ها و آداب و رسوم مختلف­، فرصت رهايي از مرزهاي محدود ملي را پيدا کنند و در ساير جوامع نيز گسترش يابند؛ در اينجا انديشه­ ي نفوذ و تهاجم به فرهنگ­هاي ديگر نيز به وجود مي­ آيد. انديشه­ ي از بين بردن آداب و سنن و ويژگي­ هاي ملي يک فرهنگ و در نتيجه­ ي نفي آن از جهان. نفوذ فرهنگي، وسايل و ابزار هويت فرهنگي را مورد هدف و هجوم خود قرار مي­دهد. به عقل و روان هجوم مي­ آورد و به­ وسيله ­ي ابزار ادراک با جهان رابطه بر­قرار مي­کند.[1]
در برخورد ايدئولوژيک هدف هميشه به آگاهي رساندن و بيدار ­نمودن بوده است. در صورتي ­که، نفوذ و تهاجم فرهنگي، چيره ­شدن و مسلط شدن بر ادراک مورد نظر است و در نتيجه به سلب آگاهي و بيداري ملل و نيز به چيره­ شدن و تسلط بر هويت فرهنگي ­فردي و اجتماعي مي ­انجامد. در دوره ي کشمکش ­هاي ايدئولوژيک وسيله­ ي بيداري مردم، استفاده از ايدئولوژي و عقيده بوده. در صورتي ­که در عصر تهاجم فرهنگي، ابزار چيره ­شدن بر ادراک­، شامل گونه­ هاي مختلف سمعي و بصري می ­شود که سعي دارد تا از راه تبليغات، تمامي انظار را متوجه­ مسائل ظاهري و سطح زندگي پيرامون نمايد.[2]
تعریف تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگي، سيستمي است که براي تهي­ سازي هويت اجتماعي از هرگونه محتوا، گام بر مي­ دارد و جامعه را به ­سوي از هم­ پاشيدگي سوق مي ­دهد تا مردم را به انسان­ هايي بدون­ وطن، امت و دولت تبديل کند.[3] و آن­چه امروز در فرهنگ عصر ما، به غرب نسبت داده مي ­شود داراي يک بار منفي است. (که همان آثار ضد­معنوي­، ضد­اسلامي و ضد­الهي است که در تمدن غرب و فرهنگ آن­ها به ­وجود آمده است).[4]
اين موضوع به جغرافياي مغرب­ زمين مربوط نیست­، اما به­ دليل اين­که غالبا فسادهاي موجود در کشور ما معلول نفوذ فرهنگ استعماري غرب است، از اين‌رو، به­ خاطر اختصار، فرهنگ غربي تعبير مي­ کنيم و گرنه اکنون نیز در مغرب زمين عده ­­اي هستند که با اين فرهنگ مخالفند، هم­چنان که در گذشته هم افراد بسياري با آن مخالف بوده­ اند.[5]
چگونگي شکل ­گيري تهاجم فرهنگي
بعد از جنگ جهاني دوم، جنگ سرد به ­عنوان عمده ­ترين چالش بين دو ابر­قدرت آمريکا و شوروي­، تعريف و بازشناسي شده،[6] اما در اين رويا­رويي بزرگ روند مهم و تعيين­ کننده ­تري نيز وجود داشت که به دور از چشمان حريف و توسط آمريکا شکل گرفت و آن جنگ سرد فرهنگي بود.[7] در سال 1949­م، سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) با حضور آمريکا و کشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شکل گرفت، در­ اين­ ميان ناتوي فرهنگي، استراتژي فرهنگي ناتو مي­ باشد، سازمان سيا در مقام وزارت فرهنگ بلوک ­غرب عمل مي­ کرد و يکي از مهم­ترين اقدامات آن تأسيس کنگره ­ي آزادي فرهنگي بود که در ژوئن 1950­م­ با حضور بيش ­از يکصد نويسنده از سراسر جهان در برلين گشايش يافت. [8]
از مهم­ترين اقدامات کنگره ­ي آزادي فرهنگي، ايجاد تشکيلات روشن فکري در پاريس، برلين و لندن با صرف پول­ هاي کلان بود. امروز نيز مشاهده مي­ شود دنياي غرب به ­صورت غير رسمي، اين  سازمان را در حوزه­ ي فرهنگ ايجاد کرده و ناتوي فرهنگي را شکل داده است.[9]
اهداف تهاجم فرهنگي
در سال­ هاي اخير، جريان حاکم بر اروپا و آمريکا، طرح خاورميانه­ ی بزرگ را با هدف مقابله با حرکت جهاني اسلام و جنبش ­هاي اسلامي، محوريت بخشيدن به اسرائيل و توسعه­ ي خاورميانه، در آسيا و آفريقا طراحي کردند.[10]
غرب با اشتعال عراق و افغانستان نشان داد که هدف از هجوم­ شان (ناتوي فرهنگي)، ترويج سکولاريسم در منطقه با شعار جدايي دين از سياست، استحاله­ ی فرهنگ ­هاي ملي و جايگزين آن با فرهنگ مبتدل غربي، ترويج خرافات لا­ابالي گري و اباحي­گري است.[11]
قلمرو تهاجم فرهنگى غرب‏
قلمرو و حيطه­ ي نفوذ تهاجم فرهنگى، تمامى ارزش‏ ها، نظام ‏ها، فرهنگ‏ ها و نمودهاى يك جامعه را شامل مى‏ شود.[12] در تهاجم فرهنگى، هم به ريشه‏ ها و سرچشمه ‏ها حمله مى ‏شود و هم به ساقه و برگ و ميوه‏ ها دست­برد زده مى‏ شود. گرچه غارت ميوه‏ ها مشهودتر است، ليكن خشكاندن ريشه ‏ها خطرناك ‏تر است، چرا­ كه در هجوم فرهنگى، تحول و دگرگونى باورها، ايده ‏ها و گرايش‏ ها، اصلى‏ ترين و اساسى‏ ترين هدف مهاجمان است.[13]
ويژگي­ هاي ناتوي فرهنگي
براي تهاجم فرهنگي مي­توان ويژگي­ هاي زير را بر­شمرد:
1. نامحسوس و نامرئي است:
در ناتوي فرهنگي به ­دليل نامحسوس ­بودن­، اقدامات و فعاليت­ های آن مشخص نيست، به ­­عبارت ديگر، سلاح دشمن در نبرد فرهنگي، امور به ظاهر رسمي از قبيل توليد فيلم، مصاحبه، سخنراني­، چاپ و انتشار و... است که همگی در قالب ­هاي ظاهر­فريبي چون رشد و ترويج هنر و ادب، آزادي بيان و قلم و تبادل انديشه­ ها صورت مي­ گيرد.[14]
2. دراز­مدت و ديرپاست:
کار فرهنگي به همان ميزان که نتيجه و محصول خود را دير به ­دست مي­ دهد، اثري را که از خويش بر جاي مي­ گذارد نيز دير­پا و ماندگار است و به ­آساني از روح و فکر و متن جامعه­، زايل­ شدني نيست. [15]
3. برخورداري از عمق:
در ناتوي فرهنگي، فرهنگ به ­عنوان پايه­ هاي اصلي يک جامعه مورد هدف قرار مي ­گيرد، بنابر شواهد موجود، در این تهاجم، مهم ­ترين بخش فرهنگ، یعنی هويت ملي و اعتقادي جامعه مورد هجوم قرار مي­گيرد.[16]
4. اقدام با برنامه­ي قبلي:
داشتن طرح و برنامه براي اجرا در فواصل کوتاه­ مدت، ميان ­مدت و دراز­ مدت از مهم­ترين شگردهاي صاحبان تفکر ناتوي فرهنگي است؛ بر خلاف کساني که گاه بدون برنامه حرکت مي ­کنند­، دشمنان در عرصه­ ها­ي فرهنگي هم­ چون جنگ سرد فرهنگي، با برنامه ­ریزی دراز مدت، گاه ثمره ­ي کار خويش را در فاصله­ ي زماني قريب به پنجاه ­سال بعد درو مي ­نمايند. [17]
5. توجه خاص به جوانان:
حضرت امام(ره) در وصيت ­نامه­ ي سياسي­-الهي خويش، به اين امر اشاره مي­ فرمايند: "نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش­ هاي خودي منحرف کنند و به ­سوي مشرق يا غرب بکشانند و دولت ­مردان را از بين اين­ها انتخاب و سرنوشت کشورها، حکومت را به آنها دهند تا به­ دست آنها هر­چه مي‌خواهند، انجام دهند."[18]
ابزارهاى ناتوي فرهنگى‏
ابزارهاى فرهنگى، مجموعه امكانات و وسايلى هستند كه در رساندن پيام، مورد استفاده قرار مى‏ گيرند. مهاجمان فرهنگى نيز از اين روش ‏ها و ابزارها براى گسترش فرهنگ خود بهره مى ‏گيرند برخی از این ابزار ها عبارتند از: هنر و ابزارهاى هنرى،[19]­ ادبيات و ابزارهاى ادبى،[20] ورزش و ميادين ورزشى[21] و زنان و محرك ‏هاى عاطفى و....[22]
فرهنگ اسلامي ايران
فرهنگ ايران قبل از اسلام، نقاط مثبت قابل توجه ي، مثل حجاب، خانواده، نوع­ دوستي، وطن­ دوستي و هم­ چنين نقاط منفي ­اي مثل اشرافيت، نظام طبقاتي­، سلطنت را در خود داشته است. با آمدن اسلام، نقاط  مثبت، تأئيد و تقويت و نقاط منفي، مردود و تضعيف شدند. هنگامي يك جامعه و دولت، اسلامي شمرده مي ­شود كه بينش آن مبتني بر باورهايي باشد كه در اسلام مطرح است. اگر اين مسأله به ­عنوان يک باور پذيرفته­ شود و در جهت تحقق آن تلاش صورت گيرد، سعي ما در جهت اسلامي­ شدن يك جامعه محسوب مي‌شود. وقتي در مورد فرهنگ اسلامي سخن مي ­گوييم، ممکن است دو سطح از فرهنگ اسلامي را تصور کنيم:
الف: فرهنگ اسلامي موجود، آن مقدار از آموزه­ هاي اسلامي که در جامعه حاصل­ شده و به ­صورت فرهنگ جاري در آمده است، مثل نماز، روزه، حج، جهاد، شهادت، نوع ­دوستي و ديگر آموزه ­هاي جاري در جامعه.[23]
ب: فرهنگ اسلامي مطلوب، آن آموزه ­هاي اسلامي که از متون اسلامي به­ دست مي ­آيد، اما در جامعه به­ صورت فرهنگ جاري در نيامده است، بلکه براي پياده­ شدن آنها بايد تلاش کرد، مثل بسياري از اخلاقيات و اعتقادات و احکام، که توده ­ي مردم هنوز با آنها آشنا نيستند.[24]
فرهنگ اسلامي، در هر دو سطح با فرهنگ ­هاي ديگر متفاوت است. آن­چه که موجود است، اگر­چه کامل نيست، ليکن داراي ويژگي­ هايي است که آن­را از ديگر فرهنگ­ ها متمايز مي­ کند:
1. تنها مکتب خدامحوري است که به ابعاد مختلف زندگي نظر داشته، در آن دخل و تصرف کرده، آن­را هدايت مي­ کند و دستور­العمل مي ­دهد.
2. آخرين مکتب الهي و کامل­ترين آن­هاست و تحريفي در ­آن راه نيافته است.
3. با اجتهاد در فقه، همواره پاسخگوي مسائل روز است.
4. ابعاد مختلف زندگي مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و... را مورد توجه قرار مي­ دهد.[25]
علامه ­جعفري در اين فرضيه مي­ فرمايد: "فرهنگي را که اسلام بنا نهاد، حيات هدف­داراي است که ابعاد زيبا­ جوي، علم­ گرايي، منطق­ طلبي و آرمان­ خواهي انسان­ ها را به­ شدت به فعاليت وا­ مي ­دارد و همه ­ي عناصر فرهنگي را متشکل مي ­سازد، عنصر علمي را از عنصر اخلاقي عاليه­ ي انساني و عنصر هنري را از عنصر اقتصادي تفکيک نمي­ کند." [26]
اين فرهنگ، با فرهنگ ايراني و خصيصه­ هاي مثبت ملي، عجين شده و فرهنگي بسيار غني را آفريده است. اکنون اگر، خدشه­ اي به اين پديده­ ي مبارک وارد شده، محصول هجوم فرهنگي است.
آغاز ناتوي فرهنگي عليه ملت ما
تهاجم فرهنگي عليه ملت ما از دوران رضاخان آغاز شد، البته قبل از اين دوران نيز مقدمات تهاجم فراهم شد،[27] هميشه و در همه­ ي اعصار­، روشنفکراني هستند که جلوتر از زمان مي­ انديشند و حرکت مي ­کنند، زماني که غرب درصدد سلطه بر ایران بود، از راه روشنفکري وارد شده و از طريق عناصر خود­فريفت ه­اي مثل ميرزاملکم ­خان و تقي­ زاده اقدام کرد، اما کسي که در آن روز بزرگ­ترين قدم را به نفع فرهنگ غرب و در حقيقت به نفع سلطه­ ي غرب و استعمار انگليس بر ايران، برداشت، رضاخان بود.
عوامل­، انگيزه­ ها و اهداف  تهاجم فرهنگي
هدف از تهاجم فرهنگی، کنترل فرآيند تصميم ­گيري و تغيير در نظام ارزش‌هاست که منجر به استيلاي سياسي و اقتصادي آنها مي­ شود، بدين ترتيب که مهاجم فرهنگي سعي مي­ کند با استفاده از برتري­ هاي اقتصادي، سياسي، نظامي و تکنولوژي خود به فرهنگ مقابل هجوم برد. بنابراين هرگاه بخواهيم بدانيم که تهاجم فرهنگی چگونه فرهنگ ملت ­ها را در معرض خطر قرار مي­ دهد بايد توجه کرد که در تهاجم فرهنگي:
1.      انگيزه ­ي مهاجم، تخريب است نه اصلاح؛
2.      تهاجم به نقطه ­ي قوت­هاست نه نقاط ضعف؛
3.      فرصتي براي انتخاب نيست؛
4.      نخست اذهان تسخير مي ­شود، سپس اشخاص.[28]
شيوه ­ها و سازوکار­هاي ناتوي­ فرهنگي

1. استحاله ­ي معنوي انقلاب:
اولين و مهم­ترين هدف غرب در استحاله­ ي انقلاب ما، تهي­ کردن جامعه از فرهنگ و انديشه­ هاي اصيل اسلامي، يا به عبارت ديگر استحاله­ ي معنوي آن است تا بدين وسيله بتواند از نظام اسلامي ايران صرفا پوسته ­اي تهي از محتواي فرهنگي و احکام اسلام باقي گذارده و از اين رهگذر محو فيزيکي آن­را محقق سازد.[29]
2. نفوذ در مراکز فرهنگي:
دشمن که تنها راه مقابله با انقلاب اسلامي را تغيير ارزش حاکم بر آن می‌داند، درصدد است تا با نفوذ در مراکز فرهنگي و دگرگوني ارزش­ هاي اخلاقي، ديني و اجتماعي به اهداف شوم خود نائل آيد.[30]
3. مطرح­کردن شعار جدايي دين از سياست:
يکي از شبهات عقيدتي­، مطرح­کردن مسئله­ ي ناکار آمدي دين در امر حکومت است که شبه ه­اي قديمي و نشأت گرفته از تفکر جدايي دين از سياست است.[31]
جمع­ بندی

تحولات فرهنگي، دغدغه ­ي جدي فرهنگ­ باوران است، آنچه اين مخاطره را جدي مي­کند، واقعيت­ هاي دو سويه است، از يک طرف توانمندي­ هايي که فرهنگ مهاجم در خود پرورانده و از ديگرسو ناتواني­ هايي که در فرهنگ ­هاي ضربه ­پذير پديد آمده است. در مواجهه و مبادله ي فرهنگي، وقتي تهاجم فرهنگي رخ مي­دهد که عناصر فرهنگ­ ساز، ميدان تکوين يا بروز خلاقيت نداشته باشند. به­ عبارت ديگر تهاجم فرهنگي، در فضاي غفلت ­يا بي ­اعتمادي به ميراث خودي مؤثر مي ­افتد، هنگامي که سنت، تنها در تفسير کهن ارائه مي ­شود­، طبيعي است که غفلت يا بي­ اعتمادي پديد ­آيد، چرا­که طيف ­هاي گوناگون جامعه، در انديشه­ ها و نهادهاي رقيب، حلاوت و کارکردهايي را مي­ بينند که در ايده­ ها و نهادهاي سنتي مشاهده نمي­ شود. از­ آن­جا که فرهنگ ملي ما با اسلام درآميخته، مشخصا در جبهه ­ي مقابل تهاجم فرهنگي غرب قرار داريم.
[1] . بهشتی­ نژاد، مهدی؛ ناتوی فرهنگی در تقابل با هویت اسلامی و ملی، تهران، پرتوسخن، سال هشتم، شماره­ي 371،1380، ص 54
[2] . مصباح یزدی، محمد­تفی؛ تهاجم فرهنگی، قم، انتشارات مؤسسه­ ي امام خمینی(ره) ،1381­، صص 26 تا 30
[3] . همان؛ ص 13
[4] . خامنه­ ای، سیدعلی؛ دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان، بیانات مقام معظم رهبری، تهران­، دفتر نمايندگي نهاد رهبري در دانشگاه ­ها­، 1382­، ص 34
[5] . مصباح یزدی، محمدتفی؛ پيشين­، ص 54
[6] . نقیب ­زاده، احمد؛ تاریخ روابط دیپلماسي­، تهران، انتشارات قومس، 1373، صص 18 تا 24
[7] .. استونرساندرس، فرانسیس؛ جنگ سرد فرهنگی­، تهران، بنیاد فرهنگی پژوهش غرب­شناسی، 1382­، ص 2
[8] . صانعی­خوانساری، فاطمه؛  تمدنی نو در هزاره­ ي جدید، تهران، اطلاعات سیاسی ­اقتصادی­، 1374­، ص 46
[9] . همان­، ص79
[10] . سخاوتمند، معین؛ سیاست و حکومت در اروپا­، تهران، انتشارات صبح دانش، 1384­، ص 18
[11] . کاملی، رحمن؛ فرهنگ مقلد، فرهنگ مهاجم، شیراز­، مجله­ي دانشکده­ ي علوم انسانی، شماره­ي 12، 1382، ص 83
[12] . خامنه ­ای، سیدعلی؛ برگزیده­ي سخنان مقام معظم رهبری­، دفتر نمايندگي نهاد رهبري در دانشگاه‌ها­، 1384­، ص 78
[13] . همان­، ص 46
[14] . پوررضا، معصومه؛ تقابل فرهنگی غرب و شرق، تهران، نشر ریحانه، 1385­، ص 24
[15] . همان، ص 31
[16] . همان، ص 39
[17] . منصوری، جواد؛ جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1379، ص20
[18]. امام خمینی­(ره)؛ وصیت­نامه­ ی سیاسی الهی، قم، نشر فدک،1380­، ص12
[19] . طهماسبی، احمد؛ شبیخون فرهنگی، قم، انتشارات یاقوت، 1382 ، ص 74
[20] . کمال­طلب­، صادق؛ فرهنگ غرب در جدال با فرهنگ اسلامی، قم، ياران، 1380­­، ص 61
[21] . همان، ص 120
[22] . همان، ص 89
[23] . منصوری، جواد­؛ پبشين، ص 211
[24] . همان، ص 214
[25] . صانعی­خوانساری، فاطمه؛ پيشين، ص 99
[26] .  جعفری، محمد­تقی؛ فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو­، تهران، شرکت انتشارات علمی ­فرهنگی، ­1373­، ص 102
[27] . کاویانی­، محمد؛ جوانان و تهاجم فرهنگی، قم، رسالت، 1382، ص90
[28] . زورق، محمدحسن؛ ارتباطات و آگاهی، تهران، انتشارات دانشكده­ي صدا و سیما، 1386، چاپ اول، جلد اول، ص113
[29] . کاویانی ، محمد؛ پيشين، ص 40
[30] . همان­، ص 104
[31] . همان، ص 22

 

نگارنده:دکتر مرتضی اشرافی

منبع : الفبای قانونتحلیلی بر تهاجم فرهنگي (ناتوي فرهنگي) غرب علیه ایران
برچسب ها : فرهنگ ,فرهنگي ,تهاجم ,فرهنگي، ,اسلامي ,جامعه ,ناتوي فرهنگي ,فرهنگ اسلامي ,تهاجم فرهنگي ,تهاجم فرهنگی، ,فرهنگ ­هاي ,ابعاد مختلف زندگي

مهندسي فرهنگي راهی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب

:: مهندسي فرهنگي راهی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب
با گسترش وسایل ارتباط جمعی و تبدیل شدن جهان به دهکده ­ای جهانی که اطلاعات و ارتباطات افراد جوامع مختلف در کوتاه ­ترین زمان ممکن امکان­پذیر می‌شود، فرهنگ­ های جوامع نیز به ­همراه این تغییرات منتقل می ­گردند، در این میان برخی از فرهنگ ­ها، به ­واسطه­ ي قدرت قوی اقتصادی جوامع خود بر دیگر فرهنگ­ ها سلطه پیدا می ­کند، در بعد از انقلاب اسلامی، به فرهنگ مهاجم غربی­، تهاجم فرهنگی و یا ناتوی فرهنگی غرب گفته شد.[1]
فرهنگ در واقع یک سیستم است که دارای اجزایی است. این اجزا در تعامل با یک­دیگر می­ باشند. مهندسی فرهنگی یک کشور به­ معنی نظم ­دهی، جهت‌دهی، جهت ­یابی و انسجام مجموعه­ دستگاه­ های کشور در جهت حفظ و حراست از فرهنگ آن كشور است. در فرآیند تحقق مهندسی فرهنگی، ابتدا باید فرهنگ هر جامعه ­ای را مورد باز­خوانی و شناخت قرار داد. با مهندسی فرهنگی، آن فرهنگی که مطلوب است و باید مبنای شکل ­گیری محیط­ زیست فرهنگی قرار گیرد، مشخص می ­شود.[2]
اهداف مهندسی فرهنگی
در مهندسی فرهنگی کشور این زمینه فراهم می ­شود که اولا مجموعه دستگاه ­های کشور در جهت تحقق اهداف فرهنگی منسجم باشد و در­ ثانی اگر نیاز به تحول، پویایی و تغییر اهداف فرهنگی منسجم شوند، این کار نیز انجام شود تا مهندسی فرهنگی کشور شکل گرفته و کشور برای رسیدن به اهداف متعالی فرهنگی خود موفق گردد. مهندسی فرهنگی به بیان دیگر مهندسی سیستم فرهنگ است. سیستم ­ها را معمولا از ساده به پیچیده طبقه­ بندی می‌کنند. بنابراین در موضوع مهندسی فرهنگی باید:
1. فرهنگ آرمانی را مشخص کرد؛
2. فرهنگ موجود و ضعف­ های آن­را شناخت. [3]
چهارچوب مهندسی فرهنگی
حضرت آيت الله خامنه ­اي برای روشن ­شدن مفهوم مهندسی فرهنگ و فرآیند آن می‌فرمایند: "یکی از مهم­ترین تکالیف ما در درجه­ ي اول مهندسی فرهنگ کشور است. یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی در جامعه به­ وجود می­ آید، چگونه باید باشد، اشکالات و نواقص ­اش چیست؟ کندی ­ها و معارضاتش کجاست."[4]
بنابراین در یک سیستم مهندسی­ شده، نقش و وظیفه­ ي هر یک از اجزاء به خوبی مشخص شده و تعامل هر یک از عناصر و اجزاء با یک­دیگر مشخص می‌باشد، به‌گونه ­ای که این سیستم، کارکرد لازم را داشته و به هدف خود دست ­یابد.[5]
ضرورت مهندسی فرهنگی
حیات هر جامعه ­ای به فرهنگ آن بستگی دارد. پس ملت­ها وظیفه دارند که برای ادامه­ ي حیات انسانی و تکامل معنوی خویش­، محیط زیست فرهنگی خود را مهندسی و مدیریت کرده و آن­را از ضعف­ ها پاک سازند، هم­چنین عناصر و مؤلفه ­های حیات­ بخش آن ­را تقویت نمایند و از نفوذ و ورود عناصر آلاینده و خسارت­ بخش فرهنگ دیگر، جلوگیری نمایند. بنابراین می­ توان گفت که مهندسی فرهنگی در هر کشوری، برای تحقق فرهنگ آرمانی و فرهنگ هدف می­ باشد. [6]
امکان­پذیری مهندسی فرهنگی
ملت­ هاي مصرف­ کننده ­ي فرهنگ، به ­طور طبیعی تابع ملت­های تولید­کننده ­ي فرهنگ و الگوهای رفتاری آن­ها هستند. اما وقتی به امکان مهندسی فرهنگی یک جامعه اشاره می­ کنیم، به ­یک ­معنا قبول کردیم که علاوه ­بر تصورات فردی، چیزی هم به نام تصورات اجتماعی وجود دارد، امکان مهندسی فرهنگی مبتنی­ بر­ آن است که بپذیریم شعورهای فردی ما وقتی به­هم اتصال پیدا می ­کنند، در نتیجه ­ي تعامل و تقابل آن­ها چیزی به­ نام شبکه ­ي شعور جمعی و یا وجدان ملی و هویت اجتماعی متولد می ­شد.[7]
مهندسی فرهنگی (راه ­کار­ی برای مقابله با ناتوی فرهنگی)
با توجه به توضحاتی که در خصوص مهندسی فرهنگی بیان شد، در ادامه ­ی مباحث به ارائه­ ي راه ­کارهای مناسب برای مقابله با ناتوی فرهنگی غرب می‌پردازیم:
تهاجم متقابل فرهنگی:
همان­گونه که آنها برای ترویج ارزش ­های خود از شیوه­ های تهاجمی استفاده می­ کنند، ما نیز بایستی اندیشمندانی داشته ­باشیم که بتوانند ارزش ­های اسلامی را در آثار هنری، علمی، ترویج کنند تا بتوانیم با استفاده از این وسایل­، دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم.[8]
برنامه­ ریزی فرهنگی:
برای مقابله با ناتوی فرهنگی شایسته است برنامه ­ریزی فرهنگی اصولی و اساسی با ویژگی ­های ذیل صورت گیرد، آینده ­نگری­، جامعیت، تنوع ­پذیری­، مصون‌سازی­، دشمن­ ستیزی­، شور­آفرینی و نشاط ­انگیزی، هماهنگ­ سازی و اولویت پیشگیری بر درمان.[9]
احیای جلسات مذهبی و آموزش دینی:
در ناتوی فرهنگی تمامی مردم هدف هستند، از همین­ رو است که باید همه احساس مسؤلیت کنند و در یک آماده­ باش، سلاح به ­­دست بگیرند، که در مقابل هجوم فرهنگی، بهترین و کاربردی­ ترین سلاح­، سلاح علم است، در تهاجمات فرهنگی همگان بایستی آموزش دینی ببینند و خودشان را مجهز کنند.[10]
ولایت فقیه محوریت وحدت:
در نظام اسلامی ما که بر محور ولایت فقیه شکل گرفته و کلیه ­ي فعالیت­ها در چهارچوب این نظام، مشروعیت خود را از ولی امر مسلمین کسب می ­کنند، مقابله با ناتوی فرهنگی و ایجاد اتحاد و وفاق اجتماعی نیز از این چشمه ­ي جوشان سیراب می ­گردد. و بالندگی و شکوه امت اسلامی که در پرتو هدایت‌های والای ولایت دین به انسجام و وفاق همه­ جانبه دست می ­یابد از برکت­ های این محوریت است و سخن ولی فقیه در این نظام "فصل­ الخطاب " و کلامش"جوامع ­الکلام" است.
آگاه­ کردن مردم از اهداف فرهنگ­ سازان غربی:
آن­چه می ­توان در این مورد بیان داشت این است که هدف از ناتوی فرهنگی، سلطه­ ي ارزش ­های غربی بر فرهنگ و روح ارزشی کشورهاست و در کشور ما به منزله ­ي سلطه ­ي بی­دینی و سایر ارزش ­های مخرب غربی به­ جای ارزش ­های والای شیعی است.[11]
ضرورت تقویت حرکت فرهنگی همراه با توسعه­ ي اقتصادی:
با ورود به عرصه ­ي جهانی ­شدن و نیازهای مبرم کشورها به ایجاد روابط اقتصادی، آزاد­سازی ورود کالاهای خارجی و برداشتن محدودیت­ هایی که شاید در­ طی مدتی بوده، دیگر نمی ­توان همانند قبل، نسبت به کالاهای وارداتی محدودیت ­هایی قائل بود، اما با این حال باز هم امکان ورود اجناسی به صورت قاچاق­، آن­ هم اجناسي که با فرهنگ و هویت ملی­ شیعی ما ناسازگار هستند وجود دارد، چرا که در جامعه شاهد افزایش روز­افزون این ­گونه کالاها هستیم­. آنچه می­ توان در این­جا جهت راه­ کاری برای مقابله مطرح نمود، محدود کردن نیست بلکه ایجاد راه­ هایی جهت تقویت روحیه ­ي مقاومت در مردم و هم­چنین تقویت حرکت­ های فرهنگی به ­همراه سعی و تلاش مسؤلین در جهت توسعه ­ي اقتصادی می ­باشد.
بنابراین امروزه دیگر  محدودیت ­هایی گذشته را نمی­توان اعمال و اجرا نمود، چرا­که اکنون دنیا بسان دهکده ­ای کوچک تلقی می­ شود و ارتباطات آن­چنان گسترده شده، که به­ هر سو و به ­هر طریقی، مردم تحت تأثیر توسعه و عوامل مربوط به آن قرار می ­گیرند، آن­چه اهمیت دارد، بالا­بردن باورهای مردم و ظرفیت ایشان در این مقولات است.[12]
تکیه بر هویت شیعی و ملی:
کسانی که بیشتر تحت تأثیر ناتوی فرهنگی قرار می­ گیرند، معمولا یا مبنای اعتقادی­شان نسبت به آرمان­ های مذهبی سست و لرزان است یا مذهب آنها اقناع ­کننده­ نیست، در این راستا، امام خمینی(ره) می­ فرمایند: "ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ­ها و آمریکا و شوروی در تعقیب­ مان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی­ مان را لکه ­دار نمایند".[13]
بنابراین برای این­که یک ملت هویت دینی­، مذهبی و ملی خود را حفظ نماید، باید از رسوخ آثار مخرب فرهنگ غربی به هر طریق ممکن جلوگیری کرده و راه را برای اغنای هرچه بیشتر فرهنگ بومی هموار نمود.
آگاهی از تحولات سیاسی کشور و جهان:
شاید این مبحث و راه ­کار، بیشترین مخا­طب را در میان جامعه داشته باشد­، چر­ا که افراد جامعه به­ واسطه­ ي خصوصیات این دوره ­ي زماني، بیشتر از گذشته در معرض حوادث، توطئه ­ها و انحرافات ناشی از ناتوی فرهنگی قرار دارند. به‌همین خاطر، آگاهی سیاسی و داشتن قدرت تحلیل و شناخت از اوضاع و مسایل سیاسی برای همه ضرورت دارد.[14] حضرت آیت­ الله­ خامنه ­ای در این راستا می‌فرمایند: آگاهی سیاسی کسب کنید و نسبت به آن­ چه که می­ گذرد­، هوشیار باشید."[15]
جمع ­بندی
اولین قدم اساسی برای مقابله با ناتوی فرهنگی این است که فرهنگ دینی به زبان امروزی و متناسب با نیازهای اساسی امروزی­، هم برای افراد جامعه درونی شود و هم در قالب مقررات و قوانین و هنجارهای اجتماعی، جزء ارزش‌های مسلط جامعه گردد، به عبارت دیگر ظرف فرد و جامعه را خالی نگذاریم که این امر با توجه به قدرت فرهنگی غرب، بسیار مشکل می­ باشد. قدم دوم این است که اگر گروهی اجتماعی یا فرهنگی­، به مبارزه با مظروف ارائه شده برخاست، با آن به ­درستی مقابله کنیم، اما مادامی که قدم اول را بر نداشته­ ایم­، قدم دوم مصداق پیدا نمی­ کند. پس نه ناتوی فرهنگی یک امر بسیط است و نه مقابله­ ي با آن؛ مهاجمان فرهنگی با تکیه بر زمینه ­های موجود اقدام می­ کنند، و برای مقابله با آن نیز­، باید به اصلاح زمینه­ ها پرداخت، ما هیچ ­گاه نمی ­توانیم از هجوم دشمن ممانعت به ­عمل آوریم، اما می­توانیم تدابیری اندیشیده و اقداماتی انجام دهیم که تأثیر این هجوم کمتر شود.
به ­هر­حال بحث از مهندسی کشور یکی از وظایف درجه ­ي اول نظام اسلامی است که می ­بایست بلافاصله پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی به آن اقدام می­ کردند و عملیاتی­ کردن آن­را وجه­ ي همت خودشان قرار می ­دادند، اگر­چه عمل­ نشدن این امر مهم، می­ تواند عوامل مختلفی داشته باشد، و تنها یکی از مقصران را می ­توان کوتاهی متصدیان امور فرهنگی نام برد، که البته این امر فقط به متصدیان فرهنگ مربوط نشده بلکه تمام اقشار جامعه را شامل می ­شود، بحث مهندسی فرهنگی کشور در سطح پائین­تر آن، مهندسی فرهنگی سازمان­هاست به عبارت دیگر تمامی ارگان ­ها چه دولتی و چه غیر دولتی مورد هدف نانوی فرهنگی هستند و در مقابل نیز این نهادها هستند که در کنار اقشار مختلف جامعه بایستی به پاسداری از روش ­های اصیل شیعی ایرانی خود همت گمارند.

[1] . صانعی ­خوانساری، فاطمه؛ تمدنی نو در هزاره­ ي جدید، تهران، اطلاعات سیاسی ­اقتصادی­، 1374­، ص 50
[2] . پوررضا، معصومه؛ تقابل فرهنگی غرب و شرق، تهران، نشر ریحانه، 1385، ص12
[3] . طهماسبی، احمد؛ شبیخون فرهنگی، قم، انتشارات یاقوت، 1382­، ص 34
[4]. کیهان؛ 9/10/1383، سخنان مقام معظم رهبری، مورخ 8 / 10 / 1383
[5]. قوام­، عبد­العلی؛ نظریه­های متعارض در روابط بین ­الملل­، تهران­، انتشارات سمت، 1384­، ص 213
[6] . کمال­ طلب­، صادق؛ فرهنگ غرب در جدال با فرهنگ اسلامی، قم، ياران، 1380، ص 131
[7]. سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی؛ فرهنگ و تهاجم فرهنگ، تهران، وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، 1373، ص 49
[8]. کيهان؛ 6/3/1377­، سخنرانی مقام معظم رهبری در مورخه ­ی 5 / 3 / 1377
[9]. مصباح یزدی، محمد­تفی؛ تهاجم فرهنگی، قم، انتشارات مؤسسه­ ي امام خمینی(ره)، 1381­، ص 20
[10]. کاملی، رحمن؛ فرهنگ مقلد، فرهنگ مهاجم، شیراز، مجله ­ي دانشکده ­ي علوم انسانی، شماره­ ي 12، 1382، ص 89
[11] . کاملی، رحمن؛ پيشين، ص 91
[12] . همان، ص 93
[13] . امام خمینی(ره) ؛ صحیفه­ ی نور، جلد 20­، تهران­، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی­، 1375­، ­ص 237
[14] . خامنه­ ای، سیدعلی؛ برخورد شایسته با جوانان، تهران، مؤسسه­ ی فرهنگی قدر ولایت، 1381­، ص 111
[15] . همان، ص 71

 

نگارنده:دکتر مرتضی اشرافی

منبع : الفبای قانونمهندسي فرهنگي راهی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب
برچسب ها : فرهنگی ,فرهنگ ,مهندسی ,جامعه ,کشور ,ناتوی ,مهندسی فرهنگی ,ناتوی فرهنگی ,برای مقابله ,ارزش ­های ,فرهنگی کشور ,امکان مهندسی فرهنگی ,اهداف فرهنگی م

تاثیر انقلاب اسلامی ایران با توجه به شعار ها و پیام هایش بر جهان معاصر

:: تاثیر انقلاب اسلامی ایران با توجه به شعار ها و پیام هایش بر جهان معاصر
مقدمه

رشد انقلاب ها و جریان های ملی و اسلامی در برخی کشور ها که به تاسسی به انقلاب اسلامی شکل گرفت و یا رشد یافت ، فقط نمودی از تاثیرات بین المللی انقلاب اسلامی به شمار می آید .

حرکت انقلابی ملت ایران با هدف تغییر الگوهای فکری و فرهنگی غربی ای صورت گرفت تا نظامی مطابق با خاستگاه فرهنگی و تمدنی ایران اسلامی پی ریزی شود . از آنجا که هویت تاریخی و فرهنگی ملت ایران با اندیشه ها و مناسک دینی و حضور دین در کلیه عرصه های حیات اجتماعی طی قرن ها معنا یافته بود ، ترویج اندیشه هایی که دین را نادیده می گرفت به بحرانهای فکری عمیقی انجامید که پس لرزه های آن به کلیه حوزه های سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی نیز رسید . در تقابل با این رویکرد غیر دینی حرکت اجتماعی سعی نمود تا پاسخی مناسب برای بحران جدید بیابد . لذا مهم ترین هدف انقلاب احیای دین و ارئه الگوی بدیعی مبتنی بر هویت دینی و ملی ایران گردید .

شناخت و فهم عمیق این انقلاب و مبانی آن ، به خصوص برای نسل های بعد از انقلاب از جهت های گوناگون ضروری است . ضرورت این موضوع برای نسل تحصیل کرده جوان ، بویژه دانشجویان که پرسشگری و آرمان خواهی خصیصه آنها و پاسداری از جامعه علمی ، فرهنگی و سیاسی وظیفه آنهاست ، بیشتر قابل درک است؛ چرا که شناخت وضع موجود و انجام تعهدات و مسئولیت های اجتماعی و سیاسی در حال و آینده در کشور فقط در پناه تحلیلی آگاهانه و پژوهشگرانه از انقلاب و عوامل موثر در آن امکان پذیر است . ما در مطالعه جامعه شناسانه از انقلاب اسلامی ایران در صدد هستیم که پيام ها و شعار هاي بنيادين انقلاب اسلامي را بشناسیم و مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم لذا، من در این نوشتار سعی در تبیین چیستی و چرایی انقلاب و چگونگی به وجود آمدن انقلاب اسلامی در ایران را ندارم، اما در پاره اي از موارد به مقدمه چيني براي بيان علل برخي از اهداف برگرفته شده از پيام هاي انقلاب اسلامي ايران خواهم پرداخت كه به نوعي در ريشه ها و علل وقوع انقلاب اسلامي ايران نهفته است.

شعار ها و پیام های انقلاب

از آنجا كه ايدئولوژي انقلاب نقش بسيار مهمي در پيشبرد انقلاب ايفا مي‌كند . مطالعه آن نيز از اهميت بالايي برخوردار است . يكي از راه‌هاي مطالعه ايدئولوژي هر انقلابي ، مراجعه به شعارها و پيام‌هاي آن انقلاب است . سپس بررسي و مطالعه اين شعارها و پيام‌هاي انقلاب‌ها مي‌تواند روشن كننده ابعاد اساسي ايدئولوژي انقلابي باشد . علاوه بر آن ، پيام‌ها و شعارهاي هر انقلاب مي‌تواند زواياي مهم ديگري از فرايند انقلابي ، مانند شناخت انواع گروه‌هاي درگير در انقلاب و دوستان و دشمنان واقعي و ايدئولوژي انقلاب را روشن سازد كه در اين فرآيند شعارها در مراحل انقلاب و پيام‌ها در جريان انقلاب و در مراحل بعد از پيروزي انقلاب نمود پيدا مي‌كنند .

بازتاب پيام ها و شعار هاي انقلاب اسلامی ایران در جهان معاصر

الف) بازتاب سیاسی

یکی از مهم ترین بازتاب هاي انقلاب اسلامی ایران ، تجدید حیات اسلام در جهان است . مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه ای در این باره فرمودند: «علی رغم گذشت بیش از یکصد و پنجاه سال از برنامه ریزی مدرن و همه جانبه علیه اسلام ، امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به وجود آمده است که به موجب آن اسلام در افریقا ، آسیا و حتی در قلب اروپا ، حیات جدیدی را بازیافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی برده اند .»

به بیان دیگر ، عمر دوره ای که اعتماد به نفس در میان مسلمانان ، به ویژه در قشر تحصیل کرده آن از بین رفته و شمار فراوانی از آنان ، خواهان هضم شدن در هویت جهانی بوده و گذشته خود را به فراموشی سپرده و اگر توجهی به گذشته می کردند از باب تفنن و سرگرمی بود ، به پایان رسید ، و انقلاب اسلامی آن اعتماد به نفسی که روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود ، احیا و بارور کرد .

ب) بازتاب فرهنگی

شکل دیگر بازتاب پيام هاي انقلاب اسلامی ایران بر جهان اسلام ، به تقلید شعارهای انقلاب اسلامی از سوی مسلمانان جهان برمی گردد . مثلا ، شعار مردم مسلمان معترض ترکیه ، قبل از کودتای 1359 آن کشور ، استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی بود . شهروندان کابل بر فراز بام منازل خود فریاد الله اکبر سرمی دادند ، در پلاکاردهای مسلمانان مصر شعار لاشرقیه و لاغربیه دیده شده است . مردم کشمیر در راهپیمایی دویست هزار نفری 1369 شعار «الله اکبر» و «خمینی رهبر» را مطرح کردند . جهاد اسلامی فلسطین بر آن است که فلسطینی ها همان شعارهایی را سرمی دهند که انقلاب اسلامی منادی آن بود . آنان با صدای بلند فریاد می زنند: لااله الا الله ، الله اکبر ، پیروزی از آن اسلام است . درواقع ، آنها شعارهای قوم گرایی و الحادی را به یک سو انداختند ، و شعارهای انقلاب اسلامی را برگزیدند . در سال های 1369 تا 1379 در خیابان های کیپ تاون افریقای جنوبی شعار و ندای الله اکبر ، بسیار شنیده شد . این یادآور و مؤید این کلام رهبری انقلاب است که فریاد الله اکبر مردم الجزایر بر پشت بام ها درس گرفته از ملت انقلابی ایران است .

همچنين با پیروزی انقلاب اسلامی ، گرایش به حجاب اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام ، فزونی گرفت . در کنار آن ، گرایش به نماز بیشتر شده ، انتشار مجلات و نشریات اسلامی افزایش یافته است، یکی دیگر از آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر حرکت های اسلامی و سیاسی معاصر ، وجود اعتراضات مردمی به سبک اعتراضات انقلاب اسلامی در ایران است این اعتراضات که جنبه دینی و مذهبی داشته به طور معمول در مقابل ظلم و استبداد حاکمان محلی صورت پذیرفته و همگی برای دفاع از شعاعر مذهبی و حفظ ارزش های اسلامی صورت می پذیرند. و نیز شعارنویسی به شیوه مبارزان انقلابی ایران مورد توجه جنبش گران مسلمان است به عبارت دیگر استفاده از اشعار و جملات نقادانه و نیز احادیث انقلابی در اینگونه شعار نویسی ها از دیگر مواردی است که مورد توجه جنبشگران مسلمان قرار گرفته و از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفته اند . علاوه بر آن ، اعلامیه ها ، سخنرانی ها و پوسترها به شکل مشابه آنچه در ایران اتفاق افتاد ، در کشور های اسلامی چاپ و انتشار می یابد . برای مثال هنوز در منطقه شیعه نشین بیروت یعنی ضاحیه ، شعار های انقلاب اسلامی و تصاویر رهبری آن وجود دارد. و یا در تحولات زمستان 1389، تا کنون کشور بحرین، یمن ، لیبی، مصر و تونس و...اعلامیه ها و پوستر های انقلابی متاثر از انقلاب اسلامی به چشم می خورد.


جمع بندي:

انقلاب اسلامی ايران با بيان پيام ها و شعار هاي بنيادين خود در جهان معاصر و براي ميليون ها ملت ستم ديده از استكبار جهاني ، موجب ارتقای توان بازیگرانی نوین از جمله تمدن اسلامی ، جهان اسلام ، امت اسلامی ، نهضت های آزادی بخش و ملت ها گردید و نقش دین را به عنوان قدرتی تأثیرگذار بر پویش های بین المللی آشکار ساخت . به علاوه بر نقش جنبش عدم تعهد و بازیگران جهان سومی نیز با کشیدن مرزی دقیق بین مستضعفان و مستکبران تأکید کرد تا از این رهگذر الگوی جمهوری اسلامی را برای کلیه مستضعفان به صورت تصریحی یا تلویحی جهانی نماید . همچنین روشنفکران دینی به عنوان طبقه متوسط جدید وحاملان اندیشه انقلاب اسلامی توانستند نقشی اساسی در بازخیزی اسلام در فرایندهای سیاسی اجتماعی ایفا کنند و به ترویج فرهنگ مردم سالاری دینی مبادرت نمایند تا از این رهگذر علاوه بر تحول در ساختار سیاسی اجتماعی داخلی کشورها ، به تغییر در ساختار نظم منطقه ای و نیز ماهیت تحولات بین المللی اهتمام ورزند.

و نيز مي ­توان بيان داشت كه انقلاب اسلامي ايران توانست با بيان شعار ها و پيام ‌هاي اصيل اسلامي خويش و تبادل و تعامل آن با خارج ، فضاي گفتگو با جهان پيرامون را براساس اصلاح طلبي در ساختار و كاركرد نظام بين الملل و زير سيستم منطقه ‌اي ايجاد نمايد تا از اين رهگذر به فرهنگ سازي و هنجار سازي در قواعد رفتاري و ساختار سياسي بپردازد و بدين ترتيب رويكرد جديدي را بر روابط بين الملل حاكم گرداند كه بر تحول ماهيت قدرت ، گشتار در قواعد بازي و تغيير در نوع بازيگران استوار باشد .

انقلاب اسلامي ايران با شعار ها و پيام هاي خود و به عنوان نهضتي الهي ، فراگير و مبتني بر مدار فطرت پاک بشري ، توانست اهميت قدرت نرم‏ افزاري را به منصه ظهور رساند و به عنوان انقلابي در ارزش‏ ها و هنجار ها به فرهنگ سازي در عرصه داخلي ، منطقه‏ اي و بين المللي مبادرت نمايد .

نگارنده:دکتر مرتضی اشرافی

منبع : الفبای قانونتاثیر انقلاب اسلامی ایران با توجه به شعار ها و پیام هایش بر جهان معاصر
برچسب ها : انقلاب ,اسلامی ,شعار ,جهان ,اسلام ,پيام ,انقلاب اسلامی ,اسلامی ایران ,انقلاب اسلامي ,اسلامي ايران ,الله اکبر ,انقلاب اسلامی ایران ,انقلاب اسلام

شعار امسال: "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل"

:: شعار امسال: "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل"
حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال 1395 را سال "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل" نام گذاری کردند.

پیام نوروزی مقام معظم رهبری

متن پیام مقام معظم رهبری به شرح زیر است :

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار. یا محوّل الحول و الأحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال.

السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.

عید نوروز را به همه‌ی خانواده‌های ایرانی و افراد ایرانی در هر نقطه‌ی عالم تبریک عرض میکنم. عیدتان مبارک باشد هم‌میهنان عزیز. بخصوص به خانواده‌های عزیز شهیدان، به جانبازان عزیز، به خانواده‌های محترم آنها، و به همه‌ی ایثارگران تبریک عرض میکنم و یاد شهیدان بزرگوارمان و یاد امام عزیزمان را گرامی میدارم.

سالی که شروع شد -سال ۹۵- هم در آغاز و هم در پایان، متبرک به نام مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. هم اولِ این سال منطبق بر ولادت آن بزرگوار با ماه‌های قمری است، هم آخر این سال. بنابراین امیدواریم که ان‌شاءالله سال ۹۵ به برکت حضرت زهرا سال مبارکی باشد برای ملت ایران، و از معنویات آن بزرگوار و از راهنمائی‌های آن بزرگوار و از زندگی آن بزرگوار درس بگیریم و بهره‌مند شویم.

سالی که تمام شد -سال ۹۴- مثل همه‌ی سالهای دیگر، آمیزه‌ای از شیرینیها و تلخیها و فرازها و فرودها بود؛ طبیعت زندگی همین است؛ از تلخی حادثه‌ی منا تا شیرینی راهپیمائی ۲۲ بهمن و انتخابات هفتم اسفند؛ در تجربه‌ی برجام، از امیدهائی که برانگیخت، تا نگرانیهائی که در کنار آن هست؛ همه‌ی اینها جزو حوادث سال بود، و همه‌ی سالها همین جور است.

سالها و ایام عمر انسان، مشتمل بر فرصتهائی است و مشتمل بر تهدیدهائی است. هنر ما باید این باشد که از فرصتها استفاده کنیم و تهدیدها را هم تبدیل به فرصت کنیم. سال ۹۵ پیش روی ما است. در این سال هم مانند همیشه، فرصتها و تهدیدهائی وجود دارد. همه باید تلاش کنند تا بتوانیم از فرصتهای این سال به معنای حقیقی کلمه استفاده کنیم و کشور از اول تا آخرِ این سال تفاوتهای محسوسی پیدا کند.

امیدهائی وجود دارد برای سال ۹۵. انسان به مجموعه‌ی اوضاع که نگاه میکند، امیدهائی را مشاهده میکند. البته برای تحقق این امیدها باید تلاش کرد، باید کار شبانه‌روزی کرد و باید بی‌وقفه سعی و کوشش کرد. اصل قضیه این است که ملت ایران باید بتواند کاری بکند که خود را در مقابل تهدیدهای دشمنان و دشمنیهای آنها، از آسیب‌پذیری خارج کند. ما باید کاری کنیم که در مقابل تهدید دشمنان، آسیب‌پذیر نباشیم. آسیب‌پذیری را به صفر برسانیم.

به گمان من مسئله‌ی اقتصاد در اولویت اول است. یعنی وقتی انسان نگاه میکند، در میان مسائل اولویت‌دار، از همه فوری‌تر و نزدیکتر، مسئله‌ی اقتصاد است. اگر به توفیق الهی، هم ملت و هم دولت و مسئولان گوناگون، بتوانند در مسئله‌ی اقتصاد کارهای درست و بجا و متقن را انجام دهند، امید این هست که در مسائل دیگر، مثل مسائل اجتماعی، مثل آسیبهای اجتماعی، مثل مسائل اخلاقی، مثل مسائل فرهنگی هم تأثیرگذار باشند.

در مسئله‌ی اقتصاد، آن چیزی که مهم است و اصل است، مسئله‌ی تولید داخلی است؛ مسئله‌ی ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است؛ مسئله‌ی تحرک و رونق اقتصادی و مقابله‌ی با رکود است؛ اینها مسائل مبتلابه مردم است؛ اینها چیزهائی است که مردم آنها را حس میکنند و مطالبه میکنند؛ و آمارها و اظهارات خود مسئولین هم نشان میدهد که این مطالبات مردم و این خواسته‌های مردم بجا و به‌مورد است.

اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ی بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ی اینها در مجموعه‌ی مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ی اینها است. میشود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت؛ میشود به جنگ رکود رفت؛ میشود گرانی را مهار کرد؛ میشود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ میشود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصتها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.

گزارشی که برادران ما در دولت به من دادند، نشان میدهد که کارهای وسیعی کرده‌اند؛ منتها این کارها کارهای مقدماتی است؛ کارهائی است در زمینه‌ی بخشنامه‌ها و دستورها به دستگاههای مختلف؛ اینها کارهای مقدماتی است؛ اما آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این آن چیزی است که وظیفه‌ی ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد.

بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب میکنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». این، راه و جاده‌ی مستقیم و روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم. البته توقع نداریم که این اقدام و عمل، در ظرف یک‌ سال همه‌ی مشکلات را حل کند؛ اما مطمئنیم که اگر چنانچه اقدام و عمل به صورت برنامه‌ریزی شده و درست انجام بگیرد، ما در پایان این سال آثار و نشانه‌های آن را مشاهده خواهیم کرد. از همه‌ی کسانی که در این راه تلاش کردند و تلاش میکنند، تشکر میکنم.

بار دیگر به ملت عزیزمان سلام و تبریک عرض میکنم و صلوات خدا را بر محمد و آل محمد و بر حضرت بقیة الله اعظم (سلام الله علیه و ارواحنا فداه) مسئلت میکنم.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 نوشته شده توسط مجتبی و مرتضی اشرافی

منبع : الفبای قانونشعار امسال: "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل"
برچسب ها : اقتصاد ,است؛ ,همه‌ی ,مسئله‌ی ,مسائل ,الله ,اقتصاد مقاومتی ,مسئله‌ی اقتصاد ,مقاومتی؛ اقدام ,همه‌ی اینها ,است؛ مسئله‌ی ,مقابل تهدیدهای دشمنان

تحریم های استکباری برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران

:: تحریم های استکباری برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران
مقدمه:
همیشه برای دفاع از موضوع خاصی در میان روابط کشور­ها، مباحثی برای به­ ثمر رساندن تصمیمات یک طرف قضیه نسبت ­به طرف مقابل لحاظ می­ شود، تحريم­ ها نیز نوعی از اعمال فشار یک دولت بر دولت­های مقابل آن­، برای رسیدن به مقصود و منافع داخلی خویش است­، در دنياي معاصر بسیاری از تحریم­ های لحاظ شده بر دیگر کشور­ها، از جانب کشور­های توسعه­ یافته­ ی غربی صورت پذیرفته است، و در نتيجه بسیاری از تحریم­ ها چون به منافع دولت تحریم شده و سایر دولی که قصد برقرای ارتباطات سیاسی و اقتصادی با آن را دارند­، ضرر و زیان می­ رساند، خارج از منافع عمومی دولت ­ها است.
تحریم­، عبارت ­است ­از تدابیری قهرآمیز که توسط کشور یا گروهی از کشورها علیه کشوری که به قوانین بین­ المللی تجاوز نموده و یا از معیارهای اخلاقی مقبول­، تخطی کرده باشد­، اعمال می­شود. هدف تحریم­کننده ­(یا تحریم­کنندگان) آن است که کشور متخلف را مجبور کنند تا دست از اعمال خود بردارد و یا لااقل برای پایان­دادن به رفتار غیرقابل قبولش پشت میز مذاکره بنشیند.[1] اما از طرف دیگر، بسیاری از تحریم­ ها جنبه ­ی منافع شخصی داشته و کشور­های توسعه­ یافته خصوصا ایالات متحده ­ی آمریکا، تحریم­ های فراوانی را نسبت به کشور­هایی که در گروه دوستانش قرار نمی ­گیرند، لحاظ می­ کنند. ا­ز جمله­ ی این کشور­ها، ایران اسلامی است که بعد ­از انقلاب مورد تحریم­ های شدید اقتصادی و سیاسی غرب و آمریکا قرار گرفته ا­ست.[2]
 
انواع تحریم­
الف) تحريم ­هاي غيراقتصادي:
اين تحريم­ ها معمولا قبل از تحريم­ هاي اقتصادي آغاز مي­ شود و هدف آن ترغيب کشور هدف به تغيير سياست مورد نظر است. تحريم غيراقتصادي بسته به نوع کشور و شرايط موضوع متفاوت است، ولي مي­ تواند موارد زير را در بر­گيرد:
1.      خودداري از اعطاي ويزا؛
2.      کاهش سطح نمايندگي­ هاي سياسي؛
3.      جلوگيري از عضويت کشور هدف در سازمان­هاي بين­ المللي؛
4.      مخالفت با ميزباني کشور هدف براي ميزباني اجلاس ­هاي بين ­المللي؛
5.      خودداري از کمک ­هاي مالي و مساعدت­ هاي رسمي ­(اين مورد خصوصا در مورد کشورهاي فقير اعمال مي ­شود).[3]
 
ب) تحريم­ های اقتصادي:
تحريم اقتصادي اقدام برنامه ­ريزي شده ­ی يک يا چند دولت از طريق محدود ­کردن مناسبات اقتصادي براي اعمال فشار بر کشور هدف با مقاصد مختلف سياسي است.
تحريم اقتصادي اغلب به­عنوان جايگزين جنگ و اعمال قوه­ ی قهريه تلقي مي­ شود. مقصود از مناسبات اقتصادي نيز همه­ ی انواع روابط اقتصادي اعم از تجاري و مالي است. کشورهاي مختلف از تحريم ­هاي محدود اقتصادي براي مقاصد سياسي خود عليه کشورهاي هدف استفاده مي­کنند، ولي اين نوع تحريم عموما کم ­اثر بوده است. تحريم­ هاي همه ­جانبه از سوي سازمان­هاي بين­ المللي نيز به ­ندرت صورت گرفته است. جامعه ­ی ملل که در فاصله­ ی بين دو جنگ جهاني اول و دوم زمام هماهنگي امور جهان را بر عهده داشت، تنها چهار­ بار مبادرت به تحريم يا اعمال تحريم کرد که تنها  دو بار آن موفق بود. سازمان ملل متحد نيز قبل از تحريم عراق در سال 1990، تنها دو­بار دست به تحريم همه­ جانبه زد، يکي بر عليه رودزيا در سال 1966 و ديگري تحريم تسليحاتي همه­ جانبه عليه آفريقايي جنوبي در سال 1977.[4]
 
آمريکا، بيشترين اعمال تحريم
آمريکا بيش از هر کشور ديگر از حربه­ ی تحريم بهره جسته است. دولت کلينتون به ­تنهايي 35 کشور را مورد تحريم يک­ جانبه قرار داد. اين 35 کشور، 42 درصد جمعيت جهان را شامل مي ­شدند و مصرف ­کننده­ ی 19­درصد صادرات جهان بودند. آمريکا خود از تحريم ­هاي اعمال شده زيان­ هاي زيادي ديده است، به­ طوری که تحريم اقتصادي 26 کشور جهان، صادرات آمريکا را 19­ميليارد­دلار کاهش داد، 200 هزار شغل را در بخش صادرات از بين برد و کارگران بخش صادرات به لحاظ دستمزد يک­ ميليارد دلار ضرر کردند.[5]
تحريم اقتصادي براي هدف ­هاي استراتژيک با تحريم براي ساير منافع اقتصادي يا غير استراتژيک تفاوت دارد. زيرا تحريم براي هدف­ هاي استراتژيک معمولا جايگزين گزينه­ ی جنگ مي ­شود و لذا هزينه­ ی اقتصادي آن به مراتب از جنگ کمتر و براي کشور يا کشورهاي اعمال کننده، کاملا قابل توجيه است.
گذر به تحريم­ هاي اقتصادي براي هدف ­هاي استراتژيک معمولا چهار مرحله ­اي است: اول، تشويق کشور هدف به ­طور خصوصي و از راه مذاکره­ی دو­جانبه، دوم، درخواست علني از کشور هدف و اعلام عمومي آن، سوم، مشورت با متحدين براي اقدام­ هاي بعدي و اقدام نظامی در صورت نياز، چهارم، آغاز تحريم از سطح غير اقتصادي.[6]
 
هزينه ­هاي تحريم
هزينه­ هاي تحريم اقتصادي بسته به نوع تحريم متفاوت است، چنانچه تحريم به صورت يک­ جانبه از سوي يک کشور انجام شود، اثربخشي تحريم کمتر و به­ همين نسبت چنانچه از سوي چند کشور يا از سوي شوراي امنيت سازمان ملل اعمال شود اثربخش ­تر است. همان­ طور که اشاره شد تحريم­ هاي همه­ جانبه­ ی شوراي امنيت بسيار نادر است. ولي چنان­چه اعمال گردد تاثير آن بسيار جدي است.[7]
 
تاریخچه­ ی تحریم ایران
ایران در دو سد­ه ­ی اخیر، با تحریم‌های فراوانی روبرو بوده است. در دوران قاجار با توجه به وابستگی اقتصادی مناطق شمالی ایران به اقتصاد و شبكه­ ی حمل ‌و نقل روسیه، روس‌ها از تحریم اقتصادی علیه ایران به مثابه­ ی ابزاری برای پیش­برد اهداف سیاست خارجی خود بهره مي­ بردند. در زمان نخست‌وزیری دكتر مصدق و به­‌خصوص در نهضت ملی ­شدن صنعت نفت، دولت انگلیس از تحریم اقتصادی برای تغییر مواضع دولت ایران استفاده كرد.
در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پس ­از ماجرای تسخیر سفارت آمریكا در سیزدهم آبان 1358، ایران با تحریم‌های تجاری و اقتصادی آمریكا و متحدان اروپایی آن مواجه شد. با آزاد­ شدن گروگان‌های آمریكایی در 30­ دی ­1359، دولت‌های اروپایی از ادامه ­ی تحریم ایران دست كشیدند، اما آمریكا برخلاف تعهدات خود در بیانیه‌های الجزایر مبنی ­بر لغو تحریم و مداخله ­نكردن در امور داخلی ایران، با مسدود­كردن دارایی‌ها و امتناع از تحویل تجهیزات نظامی خریداری شده­­ ی ایران، هم‌چنان به اعمال تحریم در مقیاسی گسترده‌تر ادامه داد.
 
تحريم­ هاي اعمال­ شده توسط آمريکا بر ايران
تحریم‌های آمریكا علیه ایران به ‌سبب آن‌كه خصلتی یك‌جانبه و گاهی فراسرزمینی دارد، اصول حقوق بین‌الملل عمومی، مانند اصل حق توسعه و اصل دخالت­ نكردن در امور داخلی دیگر كشورها را نقض می‌كند و با تعهدات عهدنامه‌ای آمریكا با ایران، از جمله عهدنامه­ ی مودت در 1334ش و بیانیه‌های الجزایر نیز ناسازگار است. تحريم ­هاي اعمال­ شده از سوي آمريکا عليه ايران از زمان رياست جمهوري جيمي کارتر تا به امروز بدين قرارند:
 
1. تحريم ­هاي کارتر: کارتر بلا­فاصله پس از تسخير سفارت آمريکا در نوامبر سال ­1979­م­ با صدور اعلا­ميه ­ی شماره­ ی ­4702، واردات نفت از ايران را ممنوع کرد. ده روز بعد، با صدور دستور اجرايي شماره ­ی­12170، تمامي دارايي ­هاي بانک مرکزي و دولت ايران مسدود شد. کارتر بار ديگر در اوايل سال 1980­م، با صدور دستور اجرايي شماره­ی ­12205 صادرات به ايران و نيز معاملا­ت مالي با ايران را تحريم کرد. هم­چنين براساس دستور اجرايي شماره­ی ­12211، واردات از ايران به­ کلي ممنوع اعلا­م گرديد و مسافرت اتباع آمريکا به کشورمان ممنوع شد. پس از امضاي توافقنامه­ ی الجزاير، آمريکا همه ­ی دستورهاي اجرايي فوق را به­جز دستور انسداد دارايي­ها، ملغي کرد.[8]
2. تحريم ­هاي ريگان: پس از انفجار مقر نظاميان آمريکا در بيروت که در سال­1983­م صورت گرفت، ريگان در ژانويه ­ی ­1984، ايران را حامي تروريسم ناميد. يک­ سال بعد آمريکا ميزان کمک­ هاي خود را به سازمان­هاي بين­ المللي به اندازه ­ی منابع مالي اختصاص داده شده­ی آنها کاهش داد. در سال ­1988 نيز طي بخشنامه­ اي از کليه­ ی مديران آمريکايي عضو سازمان­ هاي بين­ المللي خواسته شد تا به تقاضاهاي ايران براي دريافت وام يا تامين مالي راي منفي دهند و با آن به­ طور جدي مخالفت کنند. آمريکا در سال ­1986م، ­براساس قانون کنترل صادرات تسليحات، ايران را از دريافت تسليحات و قطعات يدکي محروم کرد. در اکتبر ­1987­م به ­بهانه­ ی حمايت ايران از تروريسم بين­ المللي و براساس يک دستور اجرايي انواع واردات از ايران از جمله نفت تحريم شد.[9]
3. تحريم­هاي بوش پدر: در سال ­1992م، قانوني تحت عنوان "قانون عدم اشاعه­ ی تسليحات ايران و عراق،" به تصويب مجلس نمایندگان و سنای ايالا­ت متحده رسيد. براساس اين قانون، تحريم­ ها شامل اقلا­مي مي­ شد که استفاده ­هاي دو منظوره براي مقاصد تسليحاتي داشتند. علت گنجاندن ايران در اين قانون گزارش سيا مبني بر اين بود که ايران دو­ ميليارد ­دلا­ر براي توليد سلا­ح­ هاي کشتار جمعي اختصاص داده است.[10]
4. تحريم­ هاي کلينتون: ايالا­ت متحده ­ی آمريکا در دوران رياست جمهوري کلينتون، 161­ بار تحريم اقتصادي عليه 35 کشور جهان اعمال کرد. اين رقم بيشترين استفاده از تحريم اقتصادي عليه کشورهاي ديگر در تاريخ آمريکاست. جمعيت اين 35 کشور، به هنگام اعمال تحريم­ ها، بالغ بر 2/3 ميليارد نفر بود. اين کشورها هم­چنين 790 ميليارد­ دلا­ر از صادرات جهان را خريداري مي­ کردند. صاحب­نظران دو علت براي سياست تحريم کلينتون برمي­ شمردند:
نخست پايان دو قطبي­ بودن جهان، که ميدان را براي اعمال مجازات­ هاي يک طرفه­ ی آمريکا کاملا باز مي­ گذاشت و ديگري در اختيار داشتن اکثريت هر دو مجلس آمريکا از سوي جمهوري­ خواهان که سبب گرديد تا کلينتون با فدا­ کردن سياست خارجي براي رسيدن به مقاصد داخلي خود به تمامي تحريم­ هاي پيشنهادي از سوي گروه­ هاي تندرو جمهوري­ خواه تن­ دهد. در 15 مارس 1995، کلينتون با صدور دستور اجرايي شماره ­ی 1257، کمک به توسعه­ ی منابع نفتي ايران را ممنوع کرد. اين دستور تنها 10­روز پس از امضاي قرارداد شرکت بزرگ نفتي کونکو با ايران صادر شد­. با تداوم فشار کنگره، دو ماه بعد کلينتون دستور شماره­ی 12959 را صادر کرد که به­ موجب آن هر نوع رابطه­ ی تجاري و مالي و سرمايه­ گذاري با ايران ممنوع اعلا­م شد. ­­اين تحريم داراي جنبه­ هاي تسري تحريم فراتر از مرزهاي آمريکا نيز بود. چرا­که بر آن اساس، شرکت­ هاي آمريکايي از هرگونه فعاليت اقتصادي و تجاري با ايران منع شدند و صادرات مجدد کالا­هاي آمريکايي يا کالا­هاي خارجي با محتواي آمريکايي به ايران ممنوع گرديد. ­­با فشارهاي لا­بي يهوديان آمريکا که در انجمني به ­نام "آي­ پک" متشکل هستند، سناي آمريکا طرحي را ارائه داد که بعدها به "قانون ايلسا" معروف شد. "قانون ايلسا" در سال 1996 و با وجود تشديد تحريم­ هاي قبلي بر ايران به تصويب رسيد. در آخرين مراحل تصويب و به پيشنهاد  سناتور کندي، ليبي، نيز مشمول اين قانون قرار گرفت.[11]
اين قانون اعمال مجازات عليه شرکت­ هاي خارجي که در ايران سرمايه ­گذاري کرده ­اند را پيش ­بيني مي ­کرد. تنها استثناء در آن اجازه ­دادن به مديران شرکت­ هاي خارجي مشغول در ايران براي مسافرت به آمريکا بود. همچنين به رئيس ­جمهور آمريکا اختيار داده شد برخي از شرکت ­هاي خارجي را به ­شرط آن ­که هيچ­ گونه مساعدتي به سياست به ­اصطلا­ح حمايت از تروريسم ايران و توليد سلا­ح­ هاي کشتار جمعي نکنند، از تنبيه مستثني  کند.[12]
 
5. تحريم ­­هاي جرج دبليو بوش: گرچه انتظار مي­رفت که به علت روابط نفتي بوش و دیک­ چني (مشاور کاخ سفید در زمان ریيس­ جمهوری بوش)، بسياري از تحريم­ هاي يک­جانبه­ ی آمريکا لغو گردد، ولي فعالا­ن لا­بي آي ­پک توانستند با نفوذ خود موجب تمديد قانون ايلسا در سال 2001 شوند. چني و پاول در اين خصوص با يک­ديگر اختلا­ف نظر داشتند.
سرانجام چني با ارائه­ ی گزارشي مبني­ بر لزوم استفاده از ابزار تحريم موجبات تمديد قانون را فراهم کرد. اين­ بار بوش آن­را براي فقط دو سال تمديد نمود. گرچه اين خود مي­ توانست علا­متي براي آينده باشد، اما با وقوع ­11 سپتامبر احتمال تمديد نشدن قانون يک­ سره از ميان رفت.[13]
6. تحريم­ هاي باراک اوباما: با روی کار آمدن اوباما و شعار­های تغییر در سیاست خارجی خود در قبال ایران، امید قطع تحریم ­های آمریکا بر علیه ایران وجود داشت اما با ادامه­ ی تصویب و تایید قطع­نامه­ ها و مصوبه­ های کنگره ­ی ایالات متحده­ ی آمریکا توسط اوباما، بار دیگر این روند ادامه یافته و بر روند تحریم ­های ایران افزوده می­ شود و هر بار توسط آمریکائیان تمدید می ­گردد. [14]
 
جمع ­بندی
با این توضیحات می ­توان گفت که تحریم­ های موجود در جهان کاملا غیر­منطقی بوده و همگی ناشی از سیاست ­های استبدادی آمریکا و هم­پیمانانش می­ باشد، سیاستی که خروج از آن و آسیب ­ندیدن کشوری به ­واسطه­ ی آن، مستلزم وجود دوستی و نزدیکی به این قدرت­ ها می ­باشد. جمهوری اسلامی ایران در دهه ­های بعد از انقلاب اسلامی­، با توجه به سیاست ­های ضد­امپریالیستی و ضد­استعماری خویش­، همیشه قربانی خواسته ­های ظالمانه­ ی آمریکا گردیده است و از این راه سالانه میلیارد­ها دلار ضرر اقتصادی را متحمل می­ گردد.
 
 


[1]. آقا‌بخشي، علي؛ و افشاري‌راد، مينو؛ فرهنگ علوم سياسي، مركز مطالعات و مدارك علمي ايران، تهران، 1374، ص213
[2]. ضابطي، معين؛ سياست خارجي ايالات متحده امريكا در قبال خاورميانه، شيراز، فصلنامه­ ي دانشكده علوم انساني دانشگاه شيراز، سال پنجم، شماره33، پاييز 1386، صص50-73
[3]. روحانی، زهرا؛ توسعه­نیافتگی جهان سوم و استثمار غرب، قم، نشر پارسایان، 1381، ص 34
[4]. همان؛ صص 61 الی 70
[5]. موسوی، محمد­علی؛ تاریخ سلطه­ ی آمریکا بر اقتصاد جهانی، تهران، فروزش، 1386، ص 230
[6]. همان، ص 233
[7]. راجر، دال؛ محدودیت­ های اقتصادی کامیابی­ های سیاسی، ترجمه­ی مهین­ دخت افراسیابی، تهران، علوم نوین، 1385، ص 41
[8]. شاهینی، سهیل؛ چالش­ های اقتصادی ایران و آمریکا در بعد از انقلاب، تهران، نشر آگه، 1388، ص 79
[9]. همان، ص 103
[10]. همان، ص 108
[11]. همان، ص 115
[12]. همان، ص 116
[13]. همان، ص 121
[14]. همان، ص 143
 
نگارندگان:دکتر مجتبی اشرافی و دکتر مرتضی اشرافی
منبع : الفبای قانونتحریم های استکباری برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران
برچسب ها : تحريم ,آمريکا ,اقتصادي ,اعمال ,کشور ,­هاي ,تحريم اقتصادي ,دستور اجرايي ,اقتصادي براي ,بين­ المللي ,تحريم ­هاي ,صدور دستور اجرايي ,جمهوری اسلامی

حکومت اسلامی، نظامی برای تمام فصول

:: حکومت اسلامی، نظامی برای تمام فصول
مقدمه:

از بدو وجود زندگانی اجتماعی در جوامع بشری، وجود یک نوع حکومت و دولت برای اداره جامعه ضروری به ‌نظر می‌رسید؛ بنابراین، از همان آغاز، در اندیشه‌های اندیشمندان غربی و شرقی و بعد از ظهور اسلام، در اندیشه اندیشمندان مسلمان، به حکومت و دولت برآمده از دین مبین اسلام، توجه فراوان شده است. در این متن ما به دنبال آن هستیم که با اثبات ضرورت وجود حکوت اسلامی در جوامع اسلامی، به مفهوم حکومت اسلامی نیز اشاراتی داشته باشیم.

اسلام و سیاست
سیاست در دوره‌ کنونی بعد از شکل‌گیری دولت ملی، از قداست و مذهب فاصله گرفته است؛ به ‌طوری که حیطه این دو مقوله را جداگانه تعیین می‌کنند. سیاست در معنای جدید، امری دنیوی و بشری است و به غیب و آخرت ارتباطی ندارد.
در ذیل عنوان اسلام و سیاست به بررسی این نکته می‌پردازیم که سیاست در نگرش اسلامی، علاوه‌ بر این‌که شامل دو بعد دنیوی و انسانی است و بدین سبب سیاستِ دین، مهم‌تر از سیاست به‌ معنای جدید آن می‌باشد و سیاست دین چیزی نیست جز ارتباط سیاست با غیب، خداوند و آخرت، که در بعد توحیدی سیاست قرار می‌گیرد.[1]
در اینجا هر یک از سه بعد مذکور را توضیح می‌دهیم:
1. سیاست امری دنیوی
عده‌ای فکر می‌کنند که دنیوی بودن سیاست، سبب می‌شود که سیاست از حوزه‌ دیانت خارج شود، که چنین نگرشی مبتنی بر نگرش دوره جدید، یعنی جدایی سیاست از دین می‌باشد که در مقابل این عده، عده‌ای دیگر، معتقدند که در نگرش اسلامی، سیاست امری دنیوی نیست؛ بلکه امری صرفا شرعی و دینی به شمار می‌آید. اما برداشت ما این است که نگرش اسلامی، در این باره تلقی خاصی از دنیا ارائه می‌نماید و آن این‌که دنیا مقدمه‌ای برای آخرت است. بنابراین سیاست، وسیله‌ای است در دست انسان‌ها که آن‌ها را در رسیدن به کمال و نائل شدن به سعادت ابدی کمک می‌نماید و لذا بر همین اساس بعضی از اندیشمندان مثل غزالی در تعریف سیاست گفته‌اند: سیاست عبارت است از اصلاح خلق به گونه‌ای که سعادت دنیا و آخرت آن‌ها تأمین شود. پس هدف از سیاست، رساندن انسان به سعادت است و سعادت، در مفهوم حقیقی خود، متعلق به دنیای دیگر و جهان آخرت است. ولی این سعادت اخروی بدون عنایت به سعادت دنیوی و اعمالی که در این جهان، مرضی حق قرار گرفته باشند و انسان را به درجه رفیع عبودیت ارتقا دهند، میسر نمی‌گردد.
به هر حال، سیاست از این حیث که سیاست است امری دنیوی بوده، ولی در نگرش اسلامی، مثل سایر امور دنیوی، اگر مقدمه‌ای برای آخرت، وسیله‌ای برای نجات بشر و قرب خداوند باشد، نه تنها مستحسن، بلکه ضروری و جلوه‌ای از دیانت است و در غیر این صورت امری مذموم به‌ شمار می‌رود. [2]
2. سیاست امری انسانی
سیاست پدیده‌ای است که با توجه به نوع برداشتی که از انسان ارائه می‌گردد، توضیح داده می‌شود؛ زیرا بدون تأمل و توجه به نوع تعبیر و تلقی‌ که یک نگرش درباره‌ انسان دارد، پرداختن به توضیح و مفهوم سیاست در آن نگرش امکان‌پذیر نیست. اگر تعریف و مفهوم سیاست، از ماکیاولی به بعد، تغییری ماهوی می‌کند، به این خاطر است که ماکیاولی تعریف و برداشت جدیدی از انسان ارائه می‌نماید و یا اینکه دیدگاه‌های رئالیستی و ایده‌آلیستی در سیاست، از دو تلقی بدبینان و خوش‌بینان نبست به انسان... گرفته است که به شکل نگرشی در سیاست، درآمده است.[3]
در نگرش اسلامی، انسان و دین جدا شدنی نیستند؛ همان‌گونه که شما نمی‌توانید جزئی از اجزاء بدن انسان را از او جدا کنید، دین را هم نمی‌توانید از انسان جدا کنید؛ چرا که بر اساس آیات فطرت، انسان بر اساس فطرت خدایی خلق شده است و لذا دین تا زمانی که انسان، انسان است، از وی جدا شدنی نیست و لذا دین برای انسان یک نسبت و یک قانون فطری به شمار می‌آید. پس سیاست از دیدگاه اسلام امری انسانی است؛ اما با برداشتی که اسلام از انسان دارد و آن عبارت است از انسان دو بعدی، بعد ملکی و بعد ملکوتی.[4]
3. سیاست امری توحیدی
سیاست دینی، بر پایه توحید است؛ اما سیاست مبتنی بر شرک و یا سیاست مبتنی بر الحاد، نیز می‌تواند تصور شود. ولی نتایجی را که در نگرش اسلامی از سیاست و تأثیر آن بر انسان و جوامع انسانی مورد انتظار است، به بار نخواهد آورد. با این حال ممکن است در برخی نظرات اسلام، پایه‌های دیگری نیز برای سیاست ذکر شود. اما همه آن‌ها به توحید باز می‌گردند. لازم به ذکر است که از وحدت در نیروی آفرینش جهان و یگانگی آفریدگار، به وحدت در جامعه و این زندگی می‌رسیم.
تجلی توحید در اسلام، به ‌عنوان آخرین و کامل‌ترین ادیان توحیدی را می‌توان در کلامی از یک اندیشمند غیرمسلمان مشاهده نمود که می‌گوید: «می‌توان گفت که اسلام در آن واحد، هم دین است و هم امت دنیایی؛ یا بهتر بگوییم: امتی است که در یک جوشش قلبی متحد و تجزیه‌ناپذیر، عهده‌دار روابط هر فرد با خداوند است؛ همچنین عهده‌دار ارتباطات معتمدین آن با یک‌دیگر، در سطح اخلاقی، اجتماعی و سیاسی. بدین قاعده چنانچه بخواهند ضوابط مبحث را با امت منطبق سازند، عمل، حقیقی و عینی خواهد بود.»[5]
توجه به این مسئله که سیاست، امری توحیدی است، بیان کننده‌ این مفهوم است که علی‌رغم ابعاد دنیوی و انسانی سیاست که باعث تغییر و تحول در سیاست می‌شود. بعد توحیدی سیاست، سیاست را به مطلق‌های تغییر ناپذیری که فوق تغیرات و تحولات بشری و دنیایی است، متصل می‌کند و این دوگانگی، یعنی تغییرپذیر بودن سیاست و اتصال به مطلق‌های توحیدی، ویژگی خاص به سیاست دینی می‌دهد که حکایت از پیچیدگی آن می‌نماید.
در نتیجه سیاست در نگرش اسلامی، امری دنیوی، انسانی و توحیدی است. توجه به این سه رکن باعث ایجاد مرزبندی با نگرش‌های غیر خواهد شد.

دلائل موافقان وجود حکومت اسلامی
تا چند دهه قبل دخالت مستقیم دین در سیاست چیزی عجیب و مربوط به گذشته‌های بسیار دور بوده است و در ذهن اندیشمندان سیاسی به افسانه‌ای شبیه بوده، اما در ربع آخر قرن 20، اتفاقاتی به وقوع پیوست که باعث شگفت انگیزی زیادی در عرصه سیاست شد.
1. گستردگی آموزه‌های دین اسلام
اگر در رابطه با بعضی از ادیان قبول کنیم که فقط شامل پند و اندرز باشند، اما درباره اسلام چنین چیزی را نمی‌توان پذیرفت؛ چرا که با نگاهی اجمالی به احکام و قوانین این دین، پی خواهیم برد که احکام دین اسلام علاوه‌ بر امور عبادی و فردی، شامل ابعاد سیاسی و اجتماعی زندگی بشریت نیز هست. این دین در مسائل گوناگون سیاسی از جمله دولت و حکومت ابراز نظر می‌کند که بر این اساس، اسلام را بایستی دین سیاست نامید. [6]
2. سیره پیامبر اسلام(ص)
از آنجایی که قول و فعل پیامبر گرامی اسلام به ‌عنوان سیره‌ نبوی برای مسلمانان سند و حجت است، با مطالعه در سیره نبوی، مشاهده می‌کنیم که پیامبر(ص) در کنار بعد نبوت و رهبری دین مسلمانان، در امور سیاسی نیز جامعه را رهبری می‌نمودند. البته لازم به ذکر است که در مواردی این دو به قدری به هم نزدیک هستند که تفکیک بین دین و سیاست امکان‌پذیر نیست و به نوعی عینیت واحدی از آن فهمیده می‌شود. رهبری سیاسی پیامبر، در کنار رهبری دینی، به قدری در سیره‌ نبوی قابل فهم و واضح است که برخی آن حضرت را دولت‌مرد خوانده‌اند؛ یعنی بنیان‌گذار دولت اسلامی و اداره کننده‌ آن؛ چنان‌که برخی هم از ایشان با عنوان «الرسول القائده» یاد کرده‌اند؛ یعنی پیامبری که فرماندهی نظامی بود.[7]
3. وجود دلائل فقهی(در قرآن و سنت)
بر اساس آنچه که در قرآن و سنت بیان شده است، ایمان یک عقیده ذهنی مجرد نیست که انسان را در رهبانیت و دوری از جامعه و انسان‌ها بخواهد؛ بلکه ‌ایمانی که توسط قرآن و سنت تبین شده است، در متن جامعه قابل فهم و رشد بوده و امور سیاسی نیز از مسائل بسیار مهمی است که فقط در متن جامعه رشد و نمو پیدا می‌کند. پس، ایمان هرگز از حرکت سیاسی در مسیر آرمان‌ها و هدف‌های که قرآن مشخص می‌کند و پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) دنبال کرده‌اند، قابل تفکیک نیست.[8]
4. لازمه‌ پیاده‌نمودن احکام اسلامی، حکومت اسلامی
پیاده‌نمودن بسیاری از احکام اسلامی، منوط به این است که یک حکومت دینی بر جامعه حاکم باشد؛ در غیر این صورت، اجرای احکام امکان‌پذیر نیست. به‌طور مثال، اجرای احکام امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، قضا و قوانین اقتصادی و مالی اسلامی، نیازمند وجود حکومت دینی است و در صورت فقدان حکومت دینی، بسیاری از احکام به تعطیلی کشیده خواهد شد. پس می‌توان گفت که حکومت دینی ابزاری در دست دین است تا به واسطه آن، احکام دین اجرا گردد. در این جا به‌راحتی می‌توان اتحاد دین و سیاست را حس نمود.
از این دلیل می‌توان چنین نتیجه گرفت که دینی نبودن حکومت، باعث لطمه خوردن به احکام دین می‌شود. پس برای متوقف نماندن احکام دین، ناچارا بایستی دین در سیاست و حکومت دخالت نموده و از ابزار حکومت برای اجرای احکام استفاده بنماید[9]؛[1] و  علاوه‌ بر این، می‌توان گفت که اگر دین به سیاست نپردازد و برای سیاست دستورات و تکالیفی نداشته باشد، خود را نفی کرده است؛ چرا که در این صورت، حکومت دینی نه ‌تنها ضامنی برای اجرای احکامش ندارد، بلکه مانعی به اسم حکومت غیر دینی در مقابل اجرای احکام دین وجود داشته و  دین، برای اجرای احکام خود، بایستی در حکومت و سیاست دخالت کرده و برای آن دستوراتی در نظر بگیرد.[10]
و در آخر کلام، ضرورت ایجاد حکومت اسلامی
امام خمینی(ره) حفظ نظام جامعه‌ اسلامی، جلوگیری از بی‌نظمی و هرج و مرج در میان امت اسلامی، حفظ حدود و ثغور کشور اسلامی از هجوم بیگانگان و اجرای احکام الهی را از جمله اهداف اصلی در استقرار حکومت اسلامی می‌دانند. با توجه به این که حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تاکید شرایع الهی است و بی‌نظمی امور مسلمانان نزد خدا و خلق، امری نکوهیده و ناپسند است و پر واضح است که حفظ نظام و سد طریق اختلال، جز به استقرار حکومت اسلامی در جامعه تحقق نمی‌پذیرد، لذا هیچ تردیدی در لزوم اقامه حکومت باقی نمی‌ماند. علاوه ‌بر آن چه گفتیم، حفظ مرزهای کشور اسلامی از هجوم بیگانگان و جلوگیری از تسلط تجاوزگران بر آن، عقلا و شرعا واجب است. تحقق این امر نیز جز به تشکیل حکومت اسلامی میسر نیست.[11]


[1]. شجاعی زند، علی؛ مشروعیت دینی دولت و اقتدار سیاسی دین، بررسی جامعه شناختی مناسبات دین و دولت در ایران اسلامی، تهران، تبیان،1376، ص 18
[2]. قادری، حاتم؛ اندیشه­ی سیاسی غزالی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و دینی اسلامی، 1370،ص 96
[3]. قادری، حاتم؛ اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران، تهران، سمت، 1378، ص 51
[4]. امینی،حسن؛ « حاکمیت و حکومت در فقه شیعه و سنی»، کیهان، سال 5، ش 24، سال 1374، ص 32
[5]. گارده، لویی؛ اسلام، دین و امت، ترجمه­ی رضا مشایخی، تهران، شهرک بهار انتشار، 1352، ص 285
[6]. مصباح یزدی، محمد­تقی؛ حکومت و مشروعیت، کتاب نقد، ش7، تابستان 1377، ص 53
[7]. شمس­الدین، محمد مهدی؛ نظام حکومت و مدیریت در اسلام، ترجمه­ مرتضی آیت الله­زاده شیرازی، تهران، دانشگاه تهران،چاپ اول، 1375، ص 31
[8].  عمید زنجانی، عباسعلی؛ انقلاب اسلامی و ریشه­های آن،تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1368، ص 62
[9]. جوادی آملی، عبدالله؛ ولایت فقیه: رهبری در اسلام، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1375، ص 16
[10]. یوسفی اشکوری، حسن؛ حکومت دموکراتیک اسلامی، دین و حکومت: مجموعه سخنرانی‌ها و مقالاتی در سمینار انجمن اسالامی مهندسین، تهران، مؤسسه­ی خدمات فرهنگی رسا، 1378، صص 306 الی 309
[11]. امام خمینی­(ره)؛ نگرشی موضوعی بر وصیتنامه­ سیاسی- الهی امام خمینی­(ره)، تهران، انتشارات موسسه­ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی­(ره)، چاپ دوم ،1373، ص 46
خبرگزاری رسا

 

نگارنده: دکتر مرتضی اشرافی

منبع : الفبای قانونحکومت اسلامی، نظامی برای تمام فصول
برچسب ها : سیاست ,حکومت ,انسان ,اسلامی، ,احکام ,سیاسی ,اجرای احکام ,نگرش اسلامی، ,حکومت اسلامی ,سیاست امری ,امکان‌پذیر نیست ,استقرار حکومت اسلامی ,برای اج

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

:: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی چیست؟قانون اساسی عالی‌ترین سند حقوقی یک کشور و راهنمایی برای تنظیم قوانین دیگر است. قانون اساسی تعریف کنندهٔ اصول سیاسی، ساختار، سلسله مراتب، جایگاه، و حدود قدرت سیاسی دولت یک کشور، و تعیین و تضمین کنندهٔ حقوق شهروندان کشور است. هیچ قانونی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد. به عبارت دیگر، قانون اساسی قانون تعیین کنندهٔ نظام حاکم است، قانونی که مشخص می‌کند قدرت در کجا متمرکز است، روابط این قدرت حاکم با آزادی‌ها و حقوق افراد ملت چگونه است و این قوای حاکمه اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه چه اقتدارات و مسئولیت‌هایی در برابر ملت دارند. علاوه بر این، قانون اساسی مضامینی مانند پرچم ملی، سرود ملی، نشان ملی، پایتخت کشور و اصول حاکم بر سیاست‌های اقتصادی، برنامه‌های فرهنگی و روابط خارجی کشور را مورد توجه قرار می‌دهد.قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۷ تهیه شد، و پس از همه پرسی نوع حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ به بحث گذاشته شد و پس از رای مردم به اجرا در آمد. این قانون در سال ۱۳۶۸ مورد بازنگری قرار گرفت و در ۶ مرداد ۱۳۶۸در همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به تایید اکثریت مردم ایران رسید.در ادامه، متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ارائه شده است:

                                                        بسم الله الرحمن الرحیم
                    لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط
‎‎‎‎‎‎
مقدمه
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبین نهادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی است که انعکاس خواست قلبی امت اسلامی
میباشد. ماهیت انقلاب عظیم اسلامی ایران و روند ‎ مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا
پیروزی که در شعارهای قاطع و کوبنده همه قشرهای مردم تبلور می‌یافت این خواست اساسی
را مشخص کرده و اکنون در طلیعه این پیروزی بزرگ ملت ما با تمام وجود نیل به آن را
می‌طلبد.
ویژگی بنیادی این انقلاب نسبت به دیگر نهضت‌های ایران در سده اخیر مکتبی و اسلامی
بودن آن است، ملت مسلمان ایران پس از گذر از نهضت ضد استبدادی مشروطه و نهضت ضد
استعماری ملی شدن نفت به این تجربه گرانبار دست یافت که علت اساسی و مشخص عدم
موفقیت این نهضت‌ها مکتبی نبودن مبارزات بوده است. گرچه در نهضت‌های اخیر خط فکری
اسلامی و رهبری روحانیت مبارز سهم اصلی و اساسی را بر عهده داشت، ولی به دلیل دور
شدن این مبارزات از مواضع اصیل اسلامی، جنبش‌ها به سرعت به رکورد کشانده شد. از
اینجا وجدان بیدار ملت به رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله العظمی امام
خمینی ضرورت پیگیری خط نهضت اصیل مکتبی و اسلامی را دریافت و این بار روحانیت
مبارز کشور که همواره در صف مقدم نهضت‌های مردمی بوده و نویسندگان و روشنفکران
متعهد با رهبری ایشان تحرک نوینی یافت. (آغاز نهضت اخیر ملت ایران در سال هزار و
سیصد و هشتاد و دو هجری قمری برابر با هزار و سیصد و چهل و یک هجری شمسی می‌باشد).
‎‎‎‎‎‎
طلیعه نهضت
اعتراض در هم کوبنده امام خمینی به توطئه آمریکایی «انقلاب سفید» که گامی در جهت
تثبیت پایه‌های حکومت استبداد و تحکیم وابستگی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران به
امپریالیزم جهانی بود عامل حرکت یکپارچه ملت گشت و متعاقب آن انقلاب عظیم و خونبار
امت اسلامی در خردادماه 42 که در حقیقت نقطه آغاز شکوفایی این قیام شکوهمند و
کسترده بود مرکزیت امام را به عنوان رهبری اسلامی تثبیت و مستحکم نمود و علیرغم
تبعید ایشان از ایران در پی اعتراض به قانون ننگین کاپیتولاسیون (مصونیت مستشاران
آمریکایی) پیوند مستحکم امت با امام همچنان استمرار یافت و ملت مسلمان و به ویژه
روشنفکران متعهد و روحانیت مبارز راه خود را در میان تبعید و زندان، شکنجه و اعدام
ادامه دادند.
در این میان قشر آگاه و مسئول جامعه در سنگر مسجد، حوزه‌های علمیه و دانشگاه به
روشنگری و با الهام از مکتب انقلابی و پربار اسلام تلاش پی‌گیر و ثمر بخشی را در
بالا بردن سطح آگاهی و هوشیاری مبارزاتی و مکتبی ملت مسلمان آغاز کرد. رژیم
استبداد که سرکوبی نهضت اسلامی را با حمله دژخیمانه به فیضیه و دانشگاه و همه
کانون‌های پرخروش انقلاب آغاز نموده بود به مذبوحانه ترین اقدامات ددمنشانه جهت
رهایی از خشم انقلابی مردم دست زد و در این میان جوخه‌های اعدام، شکنجه‌های قرون
وسطایی و زندان‌های درازمدت، بهایی بود که ملت مسلمان ما به نشانه عزم راسخ خود به
ادامه مبارزه می‌پرداخت. خون صدها زن و مرد جوان و با ایمان که سحرگاهان در
میدان‌های تیر فریاد «الله اکبر» سر می‌دادند یا در میان کوچه و بازار هدف
گلوله‌های دشمن قرار می‌گرفتند انقلاب اسلامی را تداوم بخشید، بیانیه‌ها و
پیام‌های پی درپی امام به مناسبت‌های مختلف، آگاهی و عزم امت اسلامی را عمق و
گسترش هر چه فزون‌تر داد.
‎‎‎‎‎
‎حکومت اسلامی
طرح حکومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه که در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی از
سوی امام خمینی ارائه شد انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نمود
و راه اصیل مبارزه مکتبی اسلام را گشود که تلاش مبارزان مسلمان و متعهد را در داخل
و خارج کشور فشرده‌تر ساخت.
در چنین خطی نهضت ادامه یافت تا سرانجام نارضایی‌ها و شدت خشم مردم بر اثر فشار و
اختناق روزافزون در داخل و افشارگری و انعکاس مبارزه به وسیله روحانیت و دانشجویان
مبارز در سطح جهانی، بنیان‌های حاکمیت رژیم را به شدت متزلزل کرد. و به ناچار رژیم
و اربابانش مجبور به کاستن از فشار و اختناق و به اصطلاح باز کردن فضای سیاسی کشور
شدند تا به گمان خویش دریچه اطمینانی به منظور پیشگیری از سقوط حتمی خود بگشایند.
اما ملت برآشفته و آگاه و مصمم به رهبری قاطع و خلل ناپذیر امام، قیام پیروزمند و
یکپارچه خود را به طرز گسترده و سراسری آغاز نمود.
‎‎‎‎‎‎
خشم ملت
انتشار نامه توهین آمیز به ساحت مقدس روحانیت و به ویژه امام خمینی در 17 دی 1356
از طرف رژیم حاکم این حرکت را سریع‌تر نمود و باعث انفجار خشم مردم در سراسر کشور
شد و رژیم برای مهار کردن آتشفشان خشم مردم کوشید این قیام معترضانه را با به خاک
و خون کشیدن خاموش کند اما این خود خون بیشتری در رگ‌های انقلاب جاری ساخت و
طپش‌های پی‌درپی انقلاب در هفتم‌ها و چهلم‌های یاد بود شهدای انقلاب، حیات و گرمی
و جوشش یکپارچه‌ و هر چه فزون‌تری به این نهضت در سراسر کشور بخشید و در ادامه و
استمرار حرکت مردم تمامی سازمان‌های کشور با اعتصاب یکپارچه خود و شرکت در تظاهرات
خیابانی در سقوط رژیم استبدادی مشارکت فعالانه جستند. همبستگی گسترده مردان و زنان
از همه اقشار و جناح‌های مذهبی و سیاسی در این مبارزه به طرز چشمگیری تعیین کننده
بود، و مخصوصاً زنان به شکل بارزی در تمامی صحنه‌های این جهاد بزرگ حضور فعال و
گسترده‌ای داشتند، صحنه‌هایی از آن نوع که مادری را با کودکی در آغوش، شتابان به
سوی میدان نبرد و لوله‌های مسلسل نشان می‌داد بیانگر سهم عمده و تعیین کننده این
قشر بزرگ جامعه در مبارزه بود.
‎‎‎‎‎‎
بهایی که ملت پرداخت
نهال انقلاب پس از یک سال و اندی مبارزه مستمر و پیگیر با باروری از خون بیش از
شصت هزار شهید و صد هزار زخمی و معلول و با بر جای نهادن میلیاردها تومان خسارت
مالی در میان فریادهای: «استقلال،آزادی، حکومت اسلامی» به ثمر نشست و این نهضت
عظیم که با تکیه بر ایمان و وحدت و قاطعیت رهبری در مراحل حساس و هیجان آمیز نهضت
و نیز فداکاری ملت به پیروزی رسید موفق به درهم کوبیدن تمام محاسبات و مناسبات و
نهادهای امپریالیستی گردید که در نوع خود سرفصل جدیدی بر انقلابات گسترده مردمی در
جهان شد.
21 و 22 بهمن سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت روزهای فرو ریختن بنیاد شاهنشاهی شد
و استبداد داخلی و سلطه خارجی متکی بر آن را در هم شکست و با این پیروزی بزرگ
طلیعه حکومت اسلامی که خواست دیرینه مردم مسلمان بود نوید پیروزی نهایی را داد.
ملت ایران به طور یکپارچه و با شرکت مراجع تقلید و علمای اسلام و مقام رهبری در
همه پرسی جمهوری اسلامی تصمیم نهایی و قاطع خود را بر ایجاد نظام نوین جمهوری
اسلامی اعلام کرد و با اکثریت 2/98% به نظام جمهوری اسلامی رای مثبت داد.
اکنون قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بیانگر نهادها و مناسبات
سیاسی،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه باید راهگشای تحکیم پایه‌های حکومت اسلامی
و ارائه دهنده طرح نوین نظام حکومتی بر ویرانه‌های نظام طاغوتی قبلی گردد.
‎‎‎‎‎‎
شیوه حکومت در اسلام
حکومت از دیدگاه اسلام، برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه‌گری فردی یا گروهی نیست
بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می‌دهد تا در
روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی (حرکت به سوی الله) بگشاید.
ملت ما در جریان تکامل انقلابی خود از غبارها و زنگارهای طاغوتی زدوده شد و از
آمیزده‌های فکری بیگانه خود را پاک نمود و به مواضع فکری و جهان بینی اصیل اسلامی
بازگشت اکنون بر آن است که با موازین اسلامی جامعه نمونه (اسوه) خود را بنا کند.
بر چنین پایه‌ای، رسالت قانون اساسی این است که زمینه‌های اعتقادی نهضت را عینیت
بخشد و شرایطی را به وجود آورد که در آن انسان با ارزش‌های والا و جهانشمول اسلامی
پرورش یابد.
قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی
مستضعفین بر مستکبرین بود زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم
می‌کند؛ به ویژه در گسترش روابط بین‌الملی، با دیگر جنبش‌های اسلامی و مردمی
می‌کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی راهموار کند. (ان هذه امتکم امه واحده وانا
ربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام
یابد.
با توجه به ماهیت این نهضت بزرگ، قانون اساسی تضمین‌گر نفی هر گونه استبداد فکری و
اجتماعی و انحصار اقتصادی می‌باشد و در خط گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن
سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند. (ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت
علیهم).
در ایجاد نهادها و بنیادهای سیاسی که خود پایه تشکیل جامعه است بر اساس تلقی
مکتبی، صالحان عهده‌دار حکومت و اداره مملکت می‌گردند. (ان الارض یرثها عبادی
الصالحون) و قانون گذاری که مبین ضابطه‌های مدیریت اجتماعی است بر مدار قرآن و
سنت، جریان می‌یابد. بنابراین نظارت دقیق و جدی از ناحیه اسلام شناسان معادل و
پرهیزگار و متهد (فقای عادل) امری محتوم و ضروری است و چون هدف از حکومت، رشد دادن
انسان در حرکت به سوی نظام الهی است (والی‌الله المصیر) تا زمینه بروز و شکوفایی
استعدادها به منظور تجلی ابعاد خود گونگی انسان فراهم آید (تخلقوا باخلاق الله) و
این جز در گرو مشارکت فعال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه
نمی‌‌تواند باشد.
با توجه به این جهت، قانون اساسی زمینه چنین مشارکتی را در تمام مراحل
تصمیم‌گیری‌های سیاسی و سرنوشت‌ساز برای همه افراد اجتماع فراهم می‌سازد تا در
مسیر تکامل انسان هر فردی خود دست اندرکار و مسئول رشد و ارتقاء و رهبری گردد که
این همان تحقق حکومت مستضعفین در زمین خواهد بود. (و نرید ان نمن علی‌الذین
استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین).
‎‎‎‎‎‎
ولایت فقیه
بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع
الشرایطی را که از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می‌شود (مجاری الامور،
بیدالعلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده می‌کند تا ضامن عدم انحراف
سازمان‌های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشند.
‎‎‎‎‎‎
اقتصاد وسیله است نه هدف
در تحکیم بنیادهای اقتصادی، اصل، رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل اوست نه
همچون دیگر نظام‌های اقتصادی تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، زیرا که در مکاتب
مادی، اقتصاد خود هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و
تباهی می‌شود؛ ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارائی بهتر
در راه وصول به هدف نمی‌توان داشت.
با این دیدگاه برنامه اقتصادی اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت‌های
متفاوت انسانی است و بدین جهت تأمین امکانات مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه
افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی او بر عهده حکومت اسلامی است.
‎‎‎‎‎‎
زن در قانون اساسی
در ایجاد بنیادهای اجتماعی اسلامی، نیروهای انسانی که تاکنون در خدمت استثمار همه
جانبه خارجی بودند هویت اصلی و حقوق انسانی خود را باز می‌یابند و در این بازیابی
طبیعی است که زنان به دلیل ستم بیشتری که تاکنون از نظام طاغوتی متحمل شده‌اند
استیفای حقوق آنان بیشتر خواهد بود. خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد
و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی
حرکت تکاملی و رشد یابنده انسان است اصل اساسی بوده و فراهم کردن امکانات جهت نیل
به این مقصود از وظایف حکومت اسلامی است. زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از
حالت (شیء بودن) و یا (ابزار کار بودن) در خدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار، خارج
شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسان‌های مکتبی پیش آهنگ
خود همرزم مردان در میدا‌ن‌های فعال حیات می‌باشد و در نتیجه پذیرای مسؤولیتی
خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود.
‎‎‎‎‎‎
ارتش مکتبی
در تشکیل و تجهیز نیروهای دفاعی کشور توجه بر آن است که ایمان و مکتب، اساس و
ضابطه باشد، بدین جهت ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف
فوق شکل داده می‌شوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلکه با رسالت مکتبی یعنی
جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهده‌دار
خواهند بود (و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله
وعدوکم و آخرین من دونهم).
‎‎‎‎‎‎
قضا در قانون اساسی
مساله قضا در رابطه با پاسداری از حقوق مردم در خط حرکت اسلامی، به منظور پیشگیری
از انحرافات موضعی در درون امت اسلامی امری است حیاتی ، از این رو ایجاد سیستم
قضایی بر پایه عدل اسلامی و متشکل از قضات عادل و آشنا به ضوابط دقیق دینی
پیش‌بینی شده است؛ این نظام به دلیل حساسیت بنیادی و دقت در مکتبی بودن آن لازم
است به دور از هر نوع رابطه و مناسبات ناسالم باشد. (و اذا حکمتم بین‌الناس ان
تحکموا بالعدل).
‎‎‎‎‎‎
قوه مجریه
قوه مجریه به دلیل اهمیت ویژه‌ای که در رابطه با اجرای احکام و مقررات اسلامی به
منظور رسیدن به روابط و مناسبات عادلانه حاکم بر جامعه دارد و همچنین ضرورتی که
این مساله حیاتی در زمینه سازی وصول به هدف نهایی حیات خواهد داشت بایستی راهگشای
ایجاد جامعه اسلامی باشد. نتیجتاً محصور شدن در هر نوع نظام دست و پا گیر پیچیده که
وصول به این هدف را کُند و یا خدشه‌دار کند از دیدگاه اسلامی نفی خواهد شد. بدین
جهت نظام بوروکراسی که زائیده و حاصل حاکمیت‌های طاغوتی است به شدت طرد خواهد شد
تا نظام اجرایی با کارایی بیشتر و سرعت افزون‌تر در اجرای تعهدات اداری به وجود
آید.
‎‎‎‎‎‎
وسایل ارتباط جمعی
وسایل ارتباط جمعی (رادیو – تلویزیون) بایستی در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در
خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‌های
متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت‌های تخریبی و ضد اسلامی جداً پرهیز کند.
پیروی از اصول چنین قانونی که آزادی و کرامت ابناء بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته
و راه رشد و تکامل انسان را می‌گشاید بر عهده همگان است و لازم است که امت مسلمان
با انتخاب مسئولین کاردان و مؤمن و نظارت مستمر بر کار آنان به طور فعالانه در
ساختن جامعه اسلامی مشارکت جویند به امید اینکه در بنای جامعه نمونه اسلامی (اسوه)
که بتواند الگو و شهیدی بر همگی مردم جهان باشد موفق گردد. (وکذالک جعلنا امه وسطاً
لتکونوا شهداء علی الناس).
‎‎‎‎‎‎
نمایندگان
مجلس خبرگان متشکل از نمایندگان مردم، کار تدوین قانون اساسی را بر اساس بررسی
پیش‌نویس پیشنهادی دولت و کلیه پیشنهادهایی که از گروه‌های مختلف مردم رسیده بود
در دوازده فصل که مشتمل بر یکصد و هفتاد و پنج اصل می‌باشد در طلیعه پانزدهمین قرن
هجرت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم، بنیانگذار مکتب رهایی بخش اسلام با
اهداف و انگیزه‌های مشروح فوق به پایان رساند، به این امید که این قرن، قرن حکومت
جهانی مستضعفین و شکست تمامی مستکبرین گردد. ‎

منبع : الفبای قانونقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
برچسب ها : اسلامی ,اساسی ,مردم ,انقلاب ,حکومت ,نظام ,قانون اساسی ,جمهوری اسلامی ,اسلامی ایران ,اساسی جمهوری ,حکومت اسلامی ,جمهوری اسلامی ایران ,اساسی جمهو

مبانی، روش ها و اهداف جنگ روانی در جوامع

:: مبانی، روش ها و اهداف جنگ روانی در جوامع
مقدمه:
یکی از مسائل مهمی که در جهان امروز مورد توجه سیاست­مداران کشورهای استکباری غرب می­باشد، این است که برای دست­یابی به اهداف استعماری خود، از مسائل روانی بهره می­ گیرند که اصطلاحا به آن جنگ روانی می­ گویند.[1]
جنگ روانی طیف وسیعی از فعالیت ­های تروریستی و خشونت ­مآبانه­ ی سمبلیک را ­که برای ارعاب و یا ترغیب مخالفان طراحی می‌شوند، دربر می‌گیرد. این تعریف، فعالیت­های پنهانی نظیر جاسوسی، براندازی، آدم­کشی و دیگر اشکال تروریسم و سانسور را در قلمرو جنگ روانی قرار می‌دهد. بنابراین مهم‌ترین جنبه­ی جنگ روانی، شکل­دادن به نگرش­ های عمومی ملت از طریق رسانه‌ها و به­ صورت شعار یا به ­صورتی عملی­ تر، است.[2]
 
تاریخچه ­­ی جنگ روانی
به ­اعتقاد تاریخ‌نگاران، عملیات روانی سابقه‌ای به­ قدمت تاریخ بشر دارد. محققان زیادی در پی یافتن قدیمی‌ترین نمونه‌های استفاده از جنگ روانی بوده‌اند. در این‌باره "پل‌لاین ­‌بارگر"، سابقه ­ی استفاده از جنگ روانی را به جنگ رومی­ ها با مادها نسبت می‌دهد. در این جنگ، فرمانده­ ی رومی­ ها، برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دسته­ ی صد نفره یک مشعل داشتند، به هر یک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم را در ذهن دشمن ایجاد کرد که تعداد افرادش، صد برابر میزان واقعی است، در نتیجه توانست بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یابد. از این ‌زمان به بعد، به ­تدریج این اعتقاد پدید آمد که هر جنگ دست‌کم در دو جبهه رخ می‌دهد: میدان نبرد و اذهان عمومی.
از نمونه‌های جالب توجه و گسترده­ ی جنگ‌روانی در سده­ ی بیستم میلادی می‌توان به جنگ جهانی دوم اشاره کرد. هنگامی که در سال 1939م محققان آلمانی برای توجیه شکست کشورشان در جنگ جهانی اول اعلام کردند: "غفلت آلمان از سلاح تبلیغات و استفاده­ ی موثر رقیبان از آن، از مهم‌ترین دلایل شکست آلمان بوده است"، پس وقوع تحولاتی چون تشکیل وزارت تبلیغات در آلمان و سازمان‌‌های موسوم به جنگ‌روانی و تبلیغات جنگی در دیگر کشورها، تصدیق عملی این ادعا بود.[3]
در تاریخ اسلام، روشن‌کردن آتش توسط سپاهیان اسلام در شب فتح مکه و ایجاد رعب در دل اهالی مکه از این طریق، نقش مهمی در شکستن مقاومت آنها داشت، نیرنگ قرآن بر سر نیزه‌ کردن عمرو عاص و جلوگيري از شکست سپاه معاويه‌ در مقابل سپاه در حال پیروزی امام‌ علی(ع) با این وسیله نیز، نمونه‌های برجسته‌ای از جنگ‌های روانی است که به اقتضای فرصت و نبوغ طراحان آن، به منصه­ی ظهور رسیده‌اند.[4]
 
مشخصه‌های جنگ روانی جدید
امروزه جنگ ‌روانی محصول یک ‌سری تحولات صنعتی و تکنولوژیک از جمله گسترش ارتباطات اجتماعی است که ابتدائا در اروپا رخ داد. توسعه و گسترش ارتباطات باعث شد تا انسان‌هایی که پیش از این، به مسائل، فقط در محدوده ­ی قومی، قبیله‌ای و محلی فکر می‌کردند، این­بار فراتر از مناطق محدود خود به گستره­ی جهانی بیاندیشند. از سویی پس از انقلاب صنعتی و گسترش جمعیت شهرنشین، زمامداران امور کم‌کم با مقوله­ ی افکار عمومی و قدرت تاثیرگذاری آن روبه‌رو شدند. به این ترتیب، تعریف خاصی از جنگ‌روانی مطرح شد، بدین معنا که جنگ‌روانی، سلاح نوین جنگی دنیای مدرن محسوب می‌شد که در عین تدافعی بودن، می‌توانست حالت تهاجمی بگیرد و ضمن تقویت روحیه ­ی مردم و سربازان خودی، به شکستن روحیه­ ی دشمن بپردازد.[5]
 
اهداف جنگ‌ روانی
هدف غایی جنگ روانی تسلیم طرف مقابل است. منتهی تاکتیک­ های وصول به تسلیم دشمنان متعدد است:
1. تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه­ ی هدف از طریق پروژه­ ی جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع‌رسانی هدفمند و کنترل‌شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است؛
2. ترساندن از مرگ­، فقر یا قدرت خارجی سرکوب‌گر و پس از آن دعوت به تسلیم از طریق پخش شایعات و دامن‌زدن به آن برای ایجاد جو بی‌اعتمادی و ناامنی روانی؛
3. اختلاف‌افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف بین مقامات نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه­ ی سیاسی کشور؛
4. از بین بردن امید نزد مخاطبان و یا جناح مقابل، به‌ویژه نسل جوان برای بی‌تفاوت‌کردن آنها نسبت به کشور خود؛
5. کاهش روحیه و کارایی رزمی­­، در زمان جنگ‌ نظامی.[6]
 
روش­ های جنگ روانی
کشورهای استعماری از روش ­های متفاوتی در جنگ روانی استفاده می­کنند که مهم­ترین آنها عبارتند از:
1)  سانسور: سانسور عبارت است از حذف عمدی موادی از جریان عبور آگاهی­ها، برای شكل­دادن عقاید و اعمال دیگران­­. ­­بنابراین سانسور در ساده‌ترین معنی‌اش، رسیدگی و آزمایش پیام ­های كثیرالانتشار توسط اولیای امور برای حذف موادی است كه از نظر آنان نامطلوب است­.[7]
2)  تحریف: یكی از رایج ­ترین شیوه‌های پوشش‌ خبری و مطبوعاتی، تغییر متن پیام به شیوه‌های مختلف از طریق دستكاری خبر است­. در مسئله­ ی تحریف سه پدیده به چشم می‌خورد كه عبارتند از­: تعدیل، شاخ و برگ­دادن و جذب­. یك خبر در حین انتقال از شخصی به شخص دیگر به­ تدریج كوچك­تر از گذشته، قابل فهم‌تر و از نظر بازگو ­كردن، ساده‌تر می‌شود­. در حین فرایند انتقال متوالی، بسیاری از جزییات اصلی خبر كم‌كم تعدیل می‌شوند، تجربه‌هایی كه در مورد تحریف انجام شده است، نشان می‌دهد كه بسیاری از جزییات موجود در ابتدای زنجیره ­ی انتقال به‌شدت حذف می‌شوند­. هر بار كه خبر تحریف‌شده نقل می‌شود، میزان جزییات، هرچند با كندی، كاهش می‌یابد. [8]
3)  بازی­ های زبانی: زبان به­ عنوان هم­زاد دیرین بشر، با زندگی و تفکر انسان رابطه­ ی فوق ­العاده نزدیک و تنگاتنگی داشته و دارد. زبان به مفهوم عام خود، ابزار منحصر به­ فردی است که در این عصر، پایه ­ی اصلی پیام­ رسانی و نبرد فرهنگی و روانی است. در واقع دریافت­ های زبانی عاملی کاملا مؤثر در افزایش معلومات و هم ­چنین تنظیم رفتار انسان­ ها و ایجاد احساس روانی مورد نظر است؛ به ­عبارت دیگر، در استراتژی جنگ روانی، جمله ­های محدود و مشخص که برخاسته از تعالیم کلان و خط مشی نظام حکومتی است، تعیین می­شود و سپس برای القای مفهوم آن جملات به مخاطبین­، سیاست ­های کلی رسانه­ ای و اجرایی تدوین می­گردد. در مرحله­ ی بعد، بر حسب ویژگی­ های هر یک از گروه ­های مخاطبین، با هدف جلوگیری از نفوذ فکری و روانی در آنها از مجموعه ­ی پیام ­ها و تاکتیک­ های متنوع استفاده می­ شود.[9]
براساس اصول برنامه ­ریزی زبانی در جنگ روانی، ابتدا مخاطبین زبانی یا مصرف­ کنندگان تولیدات زبانی، به سه طیف دوست، دشمن و بی تفاوت تقسیم می­ شوند. در مرحله ­ی بعد، مخاطبین در هر یک از این طیف ­ها، در گروه ­های زیر­مجموعه­ ی خود طبقه ­بندی می ­شوند، که سبک زبانی­، نوع پیام ­ها و سطح تحلیل ­ها در هریک از این سه گروه، نمی­ تواند یک­نواخت باشد؛ به این ترتیب بر اساس اطلاعات موجود، هر طبقه بر مبنای قواعد مخاطب­ شناسی، شرایط اجتماعی، و هم­چنین اهداف عملیاتی، از طبقه­ ی دیگر قابل تفکیک است.[10]
4)  ساختن یك یا چند دشمن: براي مثال آمریکا در کشور اشغال شده­ی عراق، حرکت خود را در راستای اجرای جنگ روانی، به­ ایجاد دشمنی بین شیعه و سنی ‏اختصاص داد. در این رابطه، سعی فراوان کرده و گروه­ های افراطی را تقویت می­کنند، تا ‏دیدگا­ه مخاطب را نسبت به اسلام واقعی بد­بین نمایند. گروهایی چون سلفی­ ها، وهابی­ ها، ‏طالبان، القاعده و... که میزان دشمنی را به بدترین شکل خشونت، یعنی اقدامات تروریستی، ‏انفجارات مختلف، عملیات انتحاری علیه مسلمانان شیعه و سنی، به مرحله­ی اجرا گذاشته ‏و از این طریق به اختلافات دامن می­زنند.[11]
5)  محك‌زدن: برای ارزیابی اوضاع جامعه و طرز تفكر مردم درباره ­ی موضوعی خاص كه نسبت به آن حساسیت وجود دارد، خبری منتشر می‌شود كه عكس‌العمل به آن، زمینه­ ی طرح سوژه‌های بعدی قرار می‌گیرد، عوامل تبلیغاتی سعی می ­كنند برای دریافت بازخورد نظر گروهی خاص و یا حتی افراد جامعه، با انتشار یك موضوع عكس‌العمل آنها را ارزیابی کرده و سیاست‌های آینده ­ی خود را نسبت به آن طراحی كنند.[12]
6)  ادعا به جای واقعیت: رسانه‌های خبری برای دست­یابی به اهداف مورد نظر خود گاهی ادعاهایی علیه افراد، گروه ­های مختلف و رسانه‌های رقیب مطرح می‌كنند و آنان را مجبور به پاسخ­گویی می­ نمایند­­. در این روش، اخبار مخابره‌ شده و یا به‌چاپ رسیده، نوعی ادعا به­جای واقعیت را در ذهن مخاطب تداعی می‌كند و با استفاده از ادعای معتبر ­بودن منبع خبر سعی می‌كنند، در مرحله­ ی اول خبر را با­اهمیت جلوه­ داده، در ادامه صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعی آن انداخته، در آخر نیز چنان­چه خبر مورد تایید قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصیب خود كرده و در نهایت پیامی را كه مدنظرشان می‌باشد به­ همراه خبر القا می­نمایند.­[13]
7)  شایعه: شایعه، ادعای مشخصی است که برای برانگیختن باور مخاطبین به­ کار می­رود و دهان به دهان از فردی به فرد دیگر منتقل می­ گردد و فاقد هر گونه سند و مدرک مطمئن می­ باشد.­­[14]
 
جمع­ بندی
هدف اساسی در جنگ روانی، تسلط بر دیگران است؛ اما این تسلط، به­ صورت پنهانی و غیرملموس می­باشد. برای دست­یابی به این هدف اساسی،­ بر سه امر مهم تأکید شده که عبارتند از: القای غم؛ القای یأس و ناامیدی؛ ایجاد رعب و وحشت؛ بر این اساس کشور استفاده­ کننده از جنگ روانی تلاش می­ کند از طریق سایت‌های خبری، مطبوعات، خبرگزاری­ ها، رادیوها و تلویزیون­ ها برای تأثیرگذاری روانی بر مردم طرف مقابل، احزاب، سیاست­ مداران، گروه ­ها و سازمان ­های آن کشور، بیشترین استفاده را نماید. بنابراین از بین­ بردن امید نزد مخاطبان، بی‌اعتمادی نسبت به رهبران، شكاف در بین جامعه‌ی سنتی از مهم­ترین هدف‌های جنگ روانی می‌باشد. سانسور، تحریف، ساختن یك یا چند دشمن فرضی، محك­زدن، ادعا به جای واقعیت، اغراق، تفرقه، ترور شخصیت و شایعه نیز­ از مهم­ترین راهبردهای اساسی جنگ روانی به ­شمار می‌روند­.
 
 
 


[1] . نصر، صلاح؛ جنگ رواني، ترجمه­ي محمود حقيقت كاشاني، تهران، سروش، 1379، ص41
[2] . گرویر­، المار؛­ روش­های جنگ روانی، ­ترجمه­ ی فرهاد کاظمی­، تهران، نشر حم­، 1380­، صص 123 تا 126
[3] . پیتر، چاک؛ و رزنا، ویلیام؛ سازمان­های امنیتی در کشور­های مدل، ترجمه­ ی موسسه­ ی ابرار معاصر، تهران­، ابرار معاصر­، 1383، ص 21
[4] . قاسمی، غلامرضا؛ جنگ روانی از دیدگاه قرآن و سیره­ی نبوی­، قم، مرکز آموزش عالی تربیت مربی عقیدتی­- سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1380، ص 30
[5] . متفکر، ­­حسین؛ جنگ رواني، قم، پژوهشكده­ ی تحقيقات اسلامي سپاه، 1386، ص 139
[6] . اشرفی­، حسن؛ و کاظم­پور، زهرا­؛ مفهوم جغرافیای سیاسی اطلاعات، تهران، نشرچاپار، ۱۳۶۸، ص86
[7]. همان، ص 89
[8]. همان، ص 92
[9]. حسینی، محمد؛ جنگ روانی و تبلیغات، تهران، سمینار جنگ روانی دانشگاه امام حسین(ع)، 1376، ص 156
[10]. نمازی، اسماعیل؛ استراتژی اسرائیل، تهران، نشر سفید، 1368، ص 76
[11]. عابدینی، فرامرز؛ محوریابی جنگ روانی امریكا­، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی­، 1386، ص 76
[12]. كالینز، جان.­ام­؛ استراتژی بزرگ، ترجمه­ی كورش بابندی، تهران، دفتر مطالعات وزارت­ امورخارجه، 1370، ص 478
[13] . اميدوارنيا، محمد­جواد؛ امنيت در قرن بيست­ و يکم­، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين­المللي، 1381، ص 132
[14] . ازغندي، عليرضا؛ و روشندل­، جليل­؛ مسائل نظامي و استراتژيک معاصر، تهران، انتشارات سمت، 1378، ص 40
 
نگارندگان:دکتر مجتبی اشرافی و دکتر مرتضی اشرافی
منبع : الفبای قانونمبانی، روش ها و اهداف جنگ روانی در جوامع
برچسب ها : روانی ,تهران، ,­های ,نسبت ,طریق ,روانی، ,گروه ­های ,برای دست­یابی ,دفتر مطالعات ,تهران، دفتر ,بردن امید